تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
مقام رضايت و تسليم تو نائل آمده‌ام » . مىگويند مدتى بعد او به بيمارى انسداد مجارى ادرار مبتلا گشت و از شدت درد به خود مىپيچيد و گاه در مكتب درس كودكان حاضر مىگشت و با التماس از آنها مىخواست تا براى عموى كذاب خويش دعا نمايند . در اينجا تناقض ميان روايات ديده مىشود به اين معنا كه از يك سو مقام رضامندى و تسليم مورد ستايش قرار مىگيرد و جملاتى از قبيل « إلا صبرت عليه » و « لم اسأل الله كشفه عنى » از زبان خلاده و ديگران نقل مىگردد و از سوى ديگر مشاهده مىكنيم پاره‌اى از روايات به تضرع و دعا براى رفع بلايا و بيماريها و غيره سفارش مىكنند . بايد توجه داشت تناقض در روايات وجود ندارد بلكه انسان مخير است بين آنكه يا براى رفع گرفتاريها و آفات دست به دعا بردارد و يا لذت و حلاوت شكيبايى و شكر واقعى را بچشد و به همين خاطر است كه اولياى خدا همراه با بهره‌جويى از سلامت و عافيت ، از حلاوت تحمل درد و رنجها نيز بىنصيب نمىمانند چرا كه مبدا هر دو را محبوب حقيقى و معشوق واقعى مىدانند . و بهترين شاهد بر اين مدعا كلام امير المومنين ( ع ) است كه فرمود : « فزت و رب الكعبه » [ 1 ] همچنين مىبايست به بعضى ديگر از اشارات امام المتقين در اين باره نيز توجه داشت از آن جمله اينكه روزى رسولخدا در بستر بيمارى از او پرسيد : هنگاميكه محاسنت از خون سرت خضاب گرديد و تو در حال سجده پروردگارت بودى صبرت چگونه بود ؟ امام پاسخ دادند : آنجا مقام شكر بود نه محل شكيبايى . [ 2 ] و در واقعه احد هنگاميكه مسلمانان هر يك به سويى گريخته بودند او شمشير خود را در آسمان چرخانده و مىگفت : يا رسول الله تو به من وعده شهادت دادى و امروز وقت آنست . كيست كه بتواند لذت آن را به من حرام گرداند ؟ در اين لحظه پيامبر به ايشان فرمودند : به زودى طعم شهادت را بعد از رحلت من خواهى چشيد . اما ابتدا مىبايست به سه گروه پيمان شكنان ، ستم پيشگان و منحرفين از دين ( ناكثين و
هامش
[ 1 ] مناقب آل ابى طالب - ج 3 - ص 312 . [ 2 ] شرح نهج البلاغه - ج 9 - ص 205 و نهج البلاغه - خطبه 156 و عيون اخبار الرضا - ج 1 ص 266 .