قاسطين و مارقين ) پنجه در پنجه اندازى .
آنحضرت در حديثى ديگر فرمودند : به خدا قسم انس فرزند ابو طالب به مرگ بسيار بيشتر از علاقه كودك به پستان مادرش مىباشد . [ 1 ] در جايى ديگر آنحضرت خطاب به فرزندش امام حسن ( ع ) فرمودند : پدرت اهميت نمىدهد كه مرگ بسراغ او آيد يا خود با آغوش باز به استقبال مرگ رود . [ 2 ] « شهيد ثانى » در كتاب مسكن الفؤاد نقل مىكند : مردى در حوالى مصر شخصى را ديد كه بر زمين افتاده و حشرات بسيارى بر روى زخمهاى او نشستهاند و كرمها نيز مشغول خوردن بدنش هستند او كه حس كرده بود ممكن است آن شخص هنوز زنده باشد با باد بزن همراه خويش بدن او را خنك نمود در اين لحظه آن فرد چشم گشوده و گفت : چرا مىخواهى ميان من و خدايم حائل شوى به خدا قسم اگر قطعه قطعه شوم به غير از سپاس و شكيبايى چيزى ندارم كه به درگاه پروردگار عرضه نمايم .
« سعد اسكاف » از امام باقر ( ع ) چنين نقل مىكند : عابدى در ميان بنى اسرائيل زندگى مىكرد كه بسيار مورد توجه داود بود روزى خداوند به آنحضرت فرمود :
عباداتش تو را شيفته خويش نگرداند زيرا كه او فردى رياكار است بعد از مدتى آن شخص از دنيا رفت و داود از قومش خواست تا او را به خاك سپارند اما هيچكس باور نمىكرد كه او براستى مرده باشد . پنجاه مرد از بنى اسرائيل هر يك قسم ياد كردند كه جز خير و بركت از او چيزى نديدهاند . داود ( ع ) از آنها خواست تا بار ديگر به نيكى و حسن سلوك او شهادت دهند آن عده نيز چنين كردند خداوند از داود توضيح خواست كه چرا بنى اسرائيل را به گواهى واداشتى . آنحضرت در پاسخ گفت بخاطر اطلاعى كه از وضعيت او داشتم سپس بارى تعالى مقرر كرد در صورت گواهى پنجاه نفر از دانشمندان و راهبان يهود از گناه او درگذرد . [ 3 ] « سيد بن طاووس » در كتاب سعد السعود به فرازهايى از سورههاى زبور داود اشاره مىكند :
1 - سورهء دوم : اى داود من ترا خليفهء خويش در روى زمين قرار دادم و به زودى
هامش
[ 1 ] نهج البلاغه - خطبه 5 .
[ 2 ] بحار - ج 6 - ص 137 و عيون اخبار الرضا - ج 1 - ص 267 .
[ 3 ] بحار - ج 14 - ص 42 .