تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
الواح و تورات را در آن نهاده و به يوشع بن نون سپرد چيزى نگذشت كه آن صندوق مورد بىمهرى و تمسخر بنى اسرائيل قرار گرفت بطوريكه آن را ملعبه كودكان خويش قرار دادند و خداوند نيز آن را به ميان آسمانها برد و به همراه آن عزت و سربلندى آن قوم نيز از ميان رفت اما با ظهور طالوت خداوند مجدداً آن صندوقچه گرانبها را به زمين فرستاد و منظور از « بقيه » در آيات فوق همان « ذريه » انبياء مىباشند و در تفسير سكينه « فيه سكينة من ربكم » حضرت رضا ( ع ) فرمودند : سكينه رايحه‌اى است بهشتى كه از ميان آن صندوق به شكل صورت انسانى خارج مىگشت هنگاميكه آن صندوق ميان كفار و مسلمانان قرار داده مىشد هر كس كه بدان نزديك مىگشت در مراجعت بدام افتاده و كشته مىشد . در همين ايام خداوند به اشموئيل يا ارميا وحى فرستاد كه به زودى جالوت به دست چوپانى بنام « داود بن آشى » كشته خواهد شد او با آنكه كوچكترين فرزند خانواده به شمار مىآمد اما از هيبت بسيارى برخوردار بود . او سپس زره موسى را كه فقط به اندازه قامتش بود بر تن كرد و به سپاهيان طالوت پيوست لشكريان وقتى از شهر خارج شدند طالوت به آنها گفت : خداوند ما را بوسيله نهرى كه ميان فلسطين و اردن قرار دارد خواهد آزمود تا بدان وسيله مومن از منافق باز شناخته شود پس هر كس از آن آب بياشامد از پيروان من نخواهد بود و نمىتواند با جالوت مبارزه كند و اما هر كس از آن آب نياشامد از ياران من است مگر آنان كه تنها مشتى از آب را برگرفته و بياشامند اين گونه افراد حكمى جداگانه دارند و به هنگام جنگ دچار تزلزل و تذبذب خواهند شد اما هنگاميكه سربازان طالوت در ميان گرماى سوزان آن بيابان خشك به آب گوارايى رسيدند همگى مگر تعداد اندكى كه حدود سيصد و سيزده نفر بودند از آن آب نوشيدند گفته مىشود پيمان شكنان شصت هزار نفر بودند گروهى نيز فقط مشتى از آب و نه بيشتر نوشيدند .
فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ
[ 1 ] آنهايى كه آب فراوان نوشيده بودند با لبان كبود در كنار چشمه ماندند اما
هامش
[ 1 ] سورهء بقره - آيهء 249 .