تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
من كافيست . [ 1 ] امام باقر ( ع ) مىفرمايند : خداوند به موسى امر كرد تا محبت او را در قلب خود همواره زنده نگاه دارد و كارى نمايد تا عشق و محبت او در دل مردم نيز نفوذ پيدا كند . موسى گفت : عشق به ذات احديت فزونتر از آنست كه احتياج به بيان داشته باشد و اما نسبت به مردم از چه راهى وارد شوم ؟ خداوند فرمود : نعمتهاى بيشمار مرا براى آنها بازگو زيرا كه مردم همواره مرا به نيكى ياد مىكنند آنگاه موسى از خداوند پرسيد : چرا پدران از اين دنيا رخت بر مىبندند و فرزندان خردسالى از آنها بر جاى مىماند ؟ خداوند به او وحى فرستاد كه اى موسى آيا روزى دهنده و كفايت كننده‌اى بهتر از من مىيابى ؟ پس براى نگهدارى آنها غصه‌اى به خود راه مده . [ 2 ] امام باقر ( ع ) فرمودند : موسى از خداوند خواست تا زوال خورشيد را به دو اعلام دارند فرشته‌اى مامور اين كار گشت و به دو گفت كه خورشيد افول كرد موسى پرسيد چه زمانى ؟ آن ملك پاسخ داد همان زمان كه ترا از آن باخبر ساختم و اكنون پانصد سال شده است . [ 3 ] امام صادق ( ع ) مىفرمايد : خداوند به موسى وحى فرستاد تا از اصحابش بخواهد بجاى سينه چاك كردن از خداوند شرح صدر و استقامت طلب نمايند . [ 4 ] امام صادق ( ع ) ضمن حديثى فرمودند : خداوند از موسى خواست تا از بندگان سخن چين و نمام دورى گزيند و براى يافتن كسى كه در مورد شخص او به سخن چينى مشغول است به اين ترتيب عمل نمايد او ابتدا هر ده نفر از يارانش را در يك گروه قرار داده و سپس ميان گروههاى مختلف قرعه ميندازد بعد از آنكه از ميان آنها يك گروه برگزيده شد مجدداً ميان آن ده نفر قرعه بيندازد تا فرد خاطى و نمام مشخص شود . مىگويند وقتى آن شخص موسى را مشغول تداركات قرعه ديد بسوى آن حضرت رفته و عذر خواهى كرد . [ 5 ]
هامش
[ 1 ] بحار - ج 13 - ص 351 و مشكاة الانوار - ص 32 . [ 2 ] بحار - ج 13 - ص 351 . [ 3 ] بحار - ج 13 - ص 352 . [ 4 ] كافى - ج 8 - ص 129 . [ 5 ] بحار - ج 13 - ص 353 و صحيفة الرضا - ص 11 و وسائل - ج 8 - ص 619 .