نزول باران را در اختيار آنها گذارد موسى نيز از خداوند خواست تا اين نعمت را نيز به قومش ارزانى دارد . چيزى نگذشت كه ساقههاى زراعت آنها به اندازه درختان تناور بيشهها و كوههاى بلند شد و حاصل تلاششان براى برداشت محصول از بين رفت . بنى اسرائيل كه خسارت هنگفتى بر كشتزارهاى آنها وارد گشته بود نزد موسى آمده و به او اعتراض كردند كه چرا با آنكه باران در اختيارشان بوده است چنين دچار ضرر و زيان گشتهاند . خداوند نيز به موسى وحى فرستاد كه قوم تو به تقدير و مشيت من قانع نشدند حال كه خود خواستهاند به دلخواه در قوانين خلقت دخالت داشته باشند پس خسارات ناشى از آن را نيز مىبايست پذيرا باشند . [ 1 ] در كتاب عيون اخبار الرضا از حضرت ثامن الحجج ( ع ) آمده است : موسى به خداوند عرضه داشت بار خدايا نعمتهاى بيشمارى را بر بندهات ارزانى داشتى و من فكر نمىكنم كسى را تا اين حد مورد لطف خويش قرار داده باشى و باور ندارم كه خاندان و امتى را بمانند خاندان و امت من ستوده باشى . آنگاه خداوند خطاب به موسى فرمود : بدان كه محمد و آل محمد ( ص ) بر تمام انبياء و فرشتگان فضيلت دارند و امت او نيز بر تمام امتها تفوق جستهاند .
سپس موسى از بارى تعالى خواست تا امت پيامبر آخر الزمان را به دو بنماياند اما خداوند فرمود : آنها هم اينك پا به عرصه وجود ننهادهاند اما تو به زودى در بهشت عدن و فردوس برين با ايشان كه در جوار محمد و آل محمد ( ص ) نشستهاند ، ملاقات خواهى نمود اما اگر مايل باشى مىتوانى صداى آنها را بشنوى . چيزى نگذشت كه خداوند از امت پيامبر ( ص ) خواست تا او را پاسخ گويند لحظهاى بعد آواى آنها به گوش رسيد كه مىگفتند : « لبيك اللهم لبيك لا شريك لك لبيك إن الحمد و النعمة لك و الملك ، لا شريك لك » . خداوند نيز اين پاسخگويى را شعار حاجيان قرار داد كه در مراسم حج محرم مىشوند . سپس خطاب به آنها گفت : رحمت من بر خشمم سبقت جسته است و قبل از آنكه از من چيزى بخواهيد آن را به شما بخشيدم بدانيد هر كس كه به شعار توحيد و رسالت پيامبر ( ص ) و وصايت امير المؤمنين ( ع )
هامش
[ 1 ] كافى - ج 5 - ص 262 .