تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
سؤال كردند امر بر ما مشتبه گرديده است آيا آن گاو بايد زمين را شخم زند و يا در بيابانها آزاد باشد تا بچرد . حضرت در پاسخ فرمودند : آن گاويست كه نه زمين را شخم مىزند و نه كشتزارها را آب مىدهد يعنى آن گاو معلوفه نيست بلكه سائمه است كه در صحرا چرا مىكند و از هر عيبى پاك است و در پوست بدنش بجز رنگ زرد الوان ديگرى وجود ندارد .
قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ . قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فِيها
[ 1 ] در اين موقع بود كه بنى اسرائيل قانع گشتند تا چنين گاو ماده‌اى را تهيه نمايند
قالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ
[ 2 ] از طرفى چنين گاوى با خصوصيات مطرح شده در اختيار جوانى بود كه پدرش به عنوان احسانى كه در حق وى انجام داده آن را به فرزندش اهداء كرده بود . از آنجا كه قيمت گاو بسيار سنگين بود آنها مجبور شدند براى خريد آن به گنجايش پوستش طلا بپردازند بعد از آنكه آن حيوان ذبح گشت موسى دستور داد تا مقتول را بر آن ذبيحه بمالند و هنگاميكه مبادرت به اين كار كردند بناگه مقتول به صدا درآمده و شهادت داد كه پسر عمويش وى را به قتل رسانده است .
فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
[ 3 ] و [ 4 ] در بعضى روايات آمده است ميان بنى اسرائيل پيرمردى ثروتمند زندگى مىكرد فرزندان برادرش به طمع ثروت عموى خويش فرزند وى را به قتل رسانده سپس با حيله و تزوير وانمود به خونخواهى او نمودند تا آنكه با قربانى كردن گاو زرد رنگ توطئه آنها فاش گشت [ 5 ] امام باقر ( ع ) فرمودند : هر كس كفش زرد رنگ به پا كند همواره مسرور و شادمان خواهد بود زيرا كه قرآن فرموده است
صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ
[ 6 ] امام رضا ( ع ) در بيان نوع گاوى كه قرار بود ذبح گردد فرمودند : ممكن بود كه بنى اسرائيل هر گاويرا بتوانند ذبح نمايند اما چون آنها در هر كارى شدت عمل
هامش
[ 1 ] - سورهء بقره - آيهء 70 و 71 . [ 2 ] - سورهء بقره - آيهء 71 . [ 3 ] سورهء بقره - آيهء 73 . [ 4 ] تفسير قمى - ج 1 - ص 49 . [ 5 ] انوار التنزيل - ج 1 - ص 88 .