تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
« انس » از پيامبر اكرم ( ص ) چنين نقل مىكند : گاو را نوازش نماييد چرا كه آن بهترين حيوانات است و از روزى كه گوساله پرستى در ميان بنى اسرائيل رواج پيدا كرد بخاطر شرمندگىاش هرگز سر بسوى آسمان بلند نكرد . [ 1 ] در تفسير على بن ابراهيم ضمن آيه
فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ
[ 2 ] پيرامون آزمايش قوم موسى و گمراهى آنها توسط سامرى آمده است : خداوند ابتدا به موسى وعده داده بود تورات و لوح را ظرف مدت يك ماه بر او نازل گرداند . موسى نيز هارون را جانشين خويش در ميان بنى اسرائيل قرار داده و بسوى ميقات رفت اما نزول الواح ده روز به تأخير افتاد و چون بنى اسرائيل از آمدن موسى مايوس گشتند او را دروغگويى خواندند كه از ميان آنها گريخته است و بسوى هارون هجوم بردند تا وى را به قتل رسانند . در اين ميان ابليس به صورت جوانى به ميان آنها آمده و گفت : ديگر هرگز موسى بسوى شما باز نمىگردد بهتر است آنچه زيور و زينت در اختيار داريد جمع نماييد تا برايتان خدايى بسازم . در ميان بنى اسرائيل مردى بنام سامرى زندگى مىكرد كه از طلايه داران سپاه موسى به هنگام عبور از دريا بود او روزى جبرئيل را سوار بر يابويى ديد كه سم خود را بر زمين مىكوبد و بر اثر آن حركتى در سطح زمين ايجاد مىشود سامرى مقدارى از آن خاك را در كيسه خود نهاد و همواره از آن مراقبت مىكرد و به خود فخر مىنمود كه چنين نعمتى شامل حالش گرديده است تا آنكه شيطان بنزد وى آمده و با وسوسه مقدارى از آن خاك را ستانده و داخل دهان گوساله‌اى ريخت كه به عنوان معبود براى بنى اسرائيل آراسته بود . چيزى نگذشت كه اندام گوساله شروع به رويش مو نمود و از دهان او صدايى شنيده شد . هفتاد هزار نفر از بنى اسرائيل كه اين حالت را مشاهده كردند به سجده افتادند اما هارون آنها را از پرستش آن نهى كرد و بدانها گوشزد نمود كه اين حادثه آزمايش الهى در مورد آنهاست اما بنى اسرائيل گفتند تا زمانيكه موسى به ميان ما باز نگردد به عبادت گوساله ادامه خواهيم داد .
هامش
[ 1 ] علل الشرايع - ص 494 . [ 2 ] سورهء طه - آيهء 85 .