تبديل به مارى جهنده شد و موسى كه از ترس فرار كرده بود با نداى الهى و امان بخشيدن به او قدرى آرام گرفت سپس او مامور شد تا دست در گريبان جامه خويش نمايد و هنگامى كه دست خويش را از پس جامه بيرون آورد ، در نهايت سپيدى و درخشش بود . زيرا كه او اصولا پوستى سبزه داشت . و خداوند اين دو معجزه را آيتى قرار داد تا بوسيله آنها به مقابله با فرعون و بزرگان قومش بپردازد .
وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ
. . .
وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ . اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ . . .
[ 1 ] موسى كه سختى رسالت و ماموريت الهى را بر پشت خويش احساس مىكرد از خداوند خواست تا هارون را كه به فصاحت در لهجه مشهور بود همراه او سازد تا در مواقع لزوم و از آن جمله بخاطر قتل آن قبطى وى را يارى نمايد .
إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ . وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ . قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما بِآياتِنا أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغالِبُونَ
[ 2 ] [ 3 ] امام صادق ( ع ) فرمودند : اميدت به چيزى كه در جستجوى آن هستى بيشتر از ياس و نااميديت باشد ، موسى با آنكه پيامبرى مرسل بود براى دست يافتن به شرارهاى از آتش بارها بسوى آن رفت اما نااميد بازگشت . [ 4 ] « ابن جهم » روايت مىكند كه مامون از حضرت رضا ( ع ) درباره مشتى كه موسى بر آن قبطى نواخته و باعث مرگ وى شد سؤال نمود
فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ
[ 5 ] آنحضرت پاسخ دادند : موسى نيمه شب وارد يكى از شهرهاى مصر شد و در مدخل شهر دو مرد را ديد كه با يكديگر جدال مىكنند
فَوَجَدَ فِيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ
[ 6 ] او نيز به حكم الهى عليه مردى وارد عمل شد كه كافر و از قبطيان بود و با مشتى كه بر او نواخت باعث مرگش شد و در حقيقت اين مرگ ثمره نزاع آن دو تن با يكديگر مىباشد و نه دخالت مستقيم موسى .
هامش
[ 1 ] سورهء قصص - آيهء 31 و 32 .
[ 2 ] سورهء قصص - آيهء 33 - 35 .
[ 3 ] كافى - ج 5 - ص 83 .
[ 4 ] تفسير قمى - ج 2 - ص 135 .
[ 5 ] سورهء قصص - آيهء 15 .
[ 6 ] سورهء قصص - آيهء 15 .