تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
يافته است
لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
[ 1 ] در اين لحظه يكى از دو دختر شعيب از پدرش خواست تا موسى را به جهت قابليتهاى موجود در او از قبيل قدرت او كه به هنگام بالا كشيدن آب از چاه مشاهده كرده بود و يا امانتش به هنگامى كه باد پيراهن او را بالا برده بود ، به استخدام خويش درآورد .
يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ
[ 2 ] شعيب نيز يكى از دخترانش را در مقابل هشت سال اجيرى و خدمتگزارى موسى براى او كه در حقيقت صداق وى بود به ازدواج او درآورد . موسى نيز شرط شعيب را پذيرفته و ده سال تمام در خدمت وى بود
إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ
. . .
قالَ ذلِكَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ
[ 3 ] از امام باقر ( ع ) پرسيده شد آيا جايز است مردى با دخترى ازدواج نمايد و صداق او را در دو ماه اجيرى خود براى پدر آن دختر معين نمايد ؟ حضرت فرمودند : در مورد موسى مسأله به شكلى ديگر است زيرا كه او مىدانست خواهد توانست ده سال تمام در خدمت شعيب بماند اما آيا اين شخص يقين دارد كه زنده خواهد ماند تا به عهد خويش وفا كند . اينك مدت قرارداد به سر آمده بود و موسى تصميم گرفت با همسر و رمه‌هاى گوسفندش بسوى وطن خويش حركت كند . هنگام خروج از مدين عصاى مخصوص انبياء را نيز از خانه شعيب برداشت و در طول بيابان به حركت خويش ادامه داد . شبى بسيار سرد و تاريك بود ناگهان موسى از دور آتشى را ديد كه شعله‌ور است شعله‌هاى آتش از ميان درختى در آن نزديكى به هوا برخاسته بود . موسى سه بار به طرف آن درخت رفت تا بلكه مقدارى از آن را براى گرما نزد همسرش ببرد اما هر بار با هجوم لهيب آتش عقب نشينى مىكرد . تا آنكه از ميان درخت صدايى به گوش او رسيد
يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
[ 4 ] متعاقب آن ندا از موسى خواسته شد تا عصايش را به زمين افكند چوب دستى او در همان لحظه
هامش
[ 1 ] سورهء قصص - آيهء 25 . [ 2 ] سورهء قصص - آيهء 26 . [ 3 ] سورهء قصص - آيهء 27 و 28 . [ 4 ] سورهء قصص - آيهء 30 .