خواست تا برهاى را نزد همسرش برده و او را قانع كند تا بدون نام خدا آن را ذبح نمايد در اين صورت شفاى ايوب قطعى خواهد بود ! رحمت تحت تأثير القائات ابليس نزد همسرش آمده و از او خواست تا بره پيشكش شده را بدون ذكر خدا قربانى كند . ايوب كه رد پاى شيطان را در اين مورد تشخيص داده بود با پرخاش به همسرش گفت : آيا آنچيزهايى كه هم اينك از دستمان رفته است از جانب خداوند نبود و آيا ما مدت هشتاد سال در كمال صحت و با ثروت بسيار و در كنار يكديگر زندگى نكرديم حال انصاف نخواهد بود كه بخاطر هفت سال سختى و رنج بر منعم خويش پشت نمائيم از اين پس به طعامى كه برايم تهيه مىكنى لب نخواهم زد و هرگز حاضر نيستم بار ديگر تو را ببينم . و بدينگونه تنها ياور ايوب در ايام سختيها نيز از او دور گشت اما در پس اين ماجرا داستان رحمت و لطف الهى نهفته بود . چرا كه با دعاى ايوب چشمه آب گرمى در برابرش عيان گشت و او خود را درون آن شستشو داد و سپس از چشمه ديگرى كه آب گوارايى داشت قدرى نوشيد و چيزى نگذشت كه سلامت و جوانى خود را باز يافت . داستان ملاقات ابليس با رحمت همسر ايوب به صورتهاى ديگرى نيز نقل گشته است مانند در خواست او از رحمت تا ايوب را مجبور نمايد ، در مقابل او سجده نمايد و يا طعامش را بدون نام خدا تناول كند .
گروهى عقيده دارند ايوب جمله « مسنّى الضر » ( رنجى سخت به من در رسيد ) را موقعى بر زبان جارى ساخت كه ابليس از همسر او خواسته بود تا شوهرش را مجبور سازد در برابر او به سجده افتد و بعضى بيان اين جمله را به آنزمان نسبت مىدهند كه ايوب حس كرد كرمى كه در بدنش لانه كرده بسوى سلسله اعصاب او پيشروى مىكند . عدهاى نيز بيان كلام مذكور را با شماتت و نكوهش دشمنان در مورد او مرتبط مىدانند و اين مسأله قابل تأمل است چرا كه خود آنحضرت بعد از بهبودى و در بيان سختترين حالتى كه او را عذاب مىداد به شماتت دشمنان اشاره كرد . [ 1 ] زيرا رنج و شكنجه درونى حاصل از آن بسيار طاقت فرساتر از بيماريهاى جسمانى مىباشد و در روايتى آمده است : اهل دوزخ سختى عذاب خود را كتمان مىدارند تا از شماتت بهشتيان در امان بمانند !
هامش
[ 1 ] عرائس - ص 96 - 103 و بحار - ج 12 - ص 372 .