شده است .
( 1 ) على بن ابراهيم گويد : اسعد بن زراره و ذكوان بن عبد قيس كه از قبيلهء خزرج بودند ، در يكى از مراسم به مكه آمده بودند ، علت اين مسافرت اين بود كه بين اوس و خزرج مدت زيادى جنگ و خونريزى ادامه داشت ، و آنان شب و روز اسلحه را زمين نميگذاشتند ، و در جنگ بعاث قبيلهء اوس بر خزرج پيروز شده بودند ، و لذا خزرجيان ناراحت به نظر ميرسيدند .
براى همين جهت اسعد بن زراره و ذكوان به مكه آمده بودند تا عمرهء رجب را انجام دهند و از مشركين قريش براى خود كمك بگيرند ، اسعد بن زراره از دوستان عتبة بن ربيعه بود و در خانهء وى منزل كرده بود ، اسعد بن زراره گفت : بين ما اكنون جنگ است و ما آمدهايم از شما كمك بگيريم تا با مخالفين خود جنگ كنيم .
عتبه گفت : محل ما از شما دور است ، و ما نيز اكنون گرفتارى داريم ، اسعد ابن زراره گفت : گرفتارى شما چيست ؟ شما كه در حرم امن خداوند هستيد ، عتبه گفت مردى در ميان ما پيدا شده كه مدعى است من رسول خدا هستم ، وى جوانان ما را از راه بيرون مىكند ، و خدايان ما را دشنام ميدهد ، و ما را ديوانه و نادان ميخواند .
اسعد گفت : وى در ميان شما چگونه كسى است ؟ عتبه گفت : او فرزند عبد اللَّه بن عبد المطلب و از شرفاء و بزرگان ما هست ، اسعد و ذكوان و همهء اوس و خزرج از يهوديان بنى نظير و قريظه و قينقاع ميشدند كه همين روزها پيغمبرى از مكه ظهور خواهد كرد و به مدينه مهاجرت مينمايد ، و ما بوسيلهء او با شما جماعت عرب جنگ خواهيم كرد هنگامى كه اسعد بن زراره اين موضوع را از عتبه شنيد از اين گفتار يهوديان چيزى بنظرش رسيد ، لذا گفت ؛ آن كسى كه گوئى مدعى رسالت شده در كجاست ؟
گفت : اكنون در حجر نشسته است ، و آنها جز در موسم نميتوانند از شعب بيرون شوند ، و با مردم آميزش كنند - اين مذاكرات در هنگامى كه بنى هاشم در شعب محاصره بودند انجام گرفت - عتبه گفت : مواظب باش از سخنهاى او چيزى به گوش شما نرسد و با او سخن نيز نگوئى زيرا وى ساحر است و با كلام خود شما را سحر خواهد كرد .
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 80
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٨٠