تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
اين شخص قرشى نزد سهيل رفت و سفارش حضرت را به او رسانيد وى گفت : من نميتوانم از او حمايت كنم و پناهش دهم ، بار ديگر فرمود : نزد مطعم بن عدى برو و از وى بخواه از من در برابر مشركين حمايت نمايد ، او فرمايش حضرت رسول را به مطعم بن عدى رسانيد . ( 1 ) مطعم گفت : محمد كجا است ، او ترسيد جاى پيغمبر نشان دهد و گفت : در همين نزديكىها مىباشد ، مطعم گفت : برو از طرف من به محمد بگو اينك بدون ترس و واهمه بيا و اعمال عمره را انجام بده و من از تو حمايت خواهم كرد ، حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله پس از اين جريان به مكه داخل شدند . مطعم بن عدى به فرزندان و برادر و خواهرش گفت : من محمد را در پناه خود گرفته‌ام ، اكنون شمشيرهاى خود را برداريد ، و در اطراف كعبه توقف كنيد تا وى آزادانه اعمال خود را پايان دهد ، خويشاوندان مطعم كه ده نفر بودند اسلحه خود را برداشتند ، و پيغمبر نيز در حمايت اين عده وارد مسجد گرديد . در اين هنگام ابو جهل ديد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله در مسجد الحرام است . گفت : اى گروه قريش اكنون محمد در اين جا حاضر است ، و حامى و ناصرش نيز مرده اينك تصميم خود را در بارهء او انجام دهيد ، طعيمة بن عدى گفت : يا عم در بارهء محمد سخن مگو ، زيرا ابو وهب محمد را در پناه خود گرفته . ابو جهل نزد مطعم بن عدى رفت و گفت : يا ابا وهب ! آيا محمد را پناه داده‌اى و يا دين وى را قبول كرده‌اى ؟ گفت : من او را پناه داده‌ام ، ابو جهل گفت : اينك پيمان خود را با شما نقض نخواهيم كرد ، هنگامى كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله از اعمال عمره فارغ گشت ، نزد مطعم بن عدى رفت و فرمود : يا ابا وهب ! تو ما را پناه دادى و از ما حمايت كردى و نيكى نمودى اينك حق حمايتى كه بر شما داشتم به من برگردان . مطعم بن عدى عرض كرد : علت اينكه در حمايت و پناه من در اينجا اقامت نميكنى چيست ؟ حضرت فرمود : من كراهت دارم از اينكه بيش از يك روز در پناه مشركين بسر برم ، مطعم گفت : اى جماعت قريش اكنون محمد از حمايت من بيرون