( 1 )
18 - گم شدن ناقهء حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله .
( 2 ) هنگامى كه ناقهء پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله گم شده بود منافقين در مدينه به فتنهانگيزى برخاستند و گفتند : وى از آسمان بما خبر ميدهد و ليكن از محل ناقهاش بىاطلاع است ، هنگامى كه حضرت از فتنهانگيزى منافقين و وساوس شياطين مطلع شد حالات ناقه را كه وى اكنون در كجا واقع شده براى مردم بيان فرمود و گفت : ناقه اينك در كنار درختى مىباشد و جريان كار او از اين قرار است ، عدهاى رفتند او را همانطور كه پيغمبر وصف كرده بود مشاهده كردند .
( 3 )
19 - حديث انشقاق قمر .
( 4 ) موقعى كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله در مكه اقامت داشت مشركين از وى خواستند تا ماه را به دو نيم كند اين جريان در اوائل مبعث واقع شد و قرآن نيز به اين موضوع ناطق است عبد اللَّه مسعود گويد : ماه از هم شكافته شد و دو پاره گرديد كفار مكه پس از ديدن اين جريان گفتند : اين يك نوع جادوگرى است كه ابن ابى كبشه انجام ميدهد اينك بنگريد مسافرينى كه از اطراف مىآيند اگر آنان اين جريان را مشاهده كردهاند كه اين مرد راستگو است ، و اگر چنانچه آنها از اين قضيه اظهار بىاطلاعى كردند معلوم است كه وى شما را مسحور كرده است .
راوى گويد : مسافرينى كه از راه رسيدند گفتند : ما جريان انشقاق ماه را مشاهده كرديم ، مرحوم طبرسى رحمة اللَّه عليه گويد : بخارى صاحب صحيح به اين حديث در كتاب خود استشهاد كرده است .
( 5 )
20 - بهبودى يافتن چشم يكى از اصحاب بدست حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله
( 6 ) يكى از اصحاب حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله در يكى از جنگها تيرى به چشمش اصابت كرد و خون زيادى از ديدگانش جارى گرديد و چشمش نيز بر گونههاى او آويزان شد اين مرد صحابى حضور حضرت رسيد و از وى استغاثه كرد پيغمبر هم با دست خود چشم او را به جاى خود گذاشت باندازهاى كه از چشم ديگرش هم بهتر و تيزتر شد .