تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
كردند ، هنگامى كه خبر وفات او در بين مردم منتشر شد شهر سامراء پر از ضجه و ناله شد و بازارها تعطيل گرديد ، بنى هاشم و فرماندهان لشكرى و رؤساى كشورى و ساير طبقات خود را براى تشييع جنازهء وى حاضر كردند ، سامراء در اين روز حالت فوق العاده‌اى به خود گرفته بود . ( 1 ) هنگامى كه از غسل و كفن او فارغ شدند خليفه امر كرد تا ابو عيسى بن متوكل بر وى نماز بخواند ، هنوز مردم متفرق نشده بودند ابو عيسى صورت حسن بن على را باز كرد و به حاضرين گفت : اكنون چهره اين را مشاهده كنيد كه به اجل خودش مرده است و اينك عده‌اى از خدام خليفه و گروهى از مردم هم گواهى ميدهند كه او در بستر خودش از جهان رفته است . پس از اين صورت او را پوشيد و بر وى نماز خواند و امر كرد جنازه را برداشتند و دفن كردند ، بعد از اين جعفر نزد پدرم آمد و گفت : مقام برادرم را به من بده سالى بيست هزار دينار به تو خواهم داد ، پدرم او را به شدت از خود دور كرد و گفت : اى احمق خليفه شمشير خود را بر فرق كسانى كه معتقدند پدرت و برادرت امام است فرود آورده و ميخواهد آنان را از اين عقيده باز دارد ولى موفق نميشود . اكنون اگر تو در نزد شيعيان پدر و برادرت امام هستى كه ديگر احتياج ندارى تو را نصب كنند ، و اگر هم اين مقام را ندارى هرگز به آن نخواهى رسيد ، پدرم دستور داد ديگر وى را به خانه راه ندهند ، تا آنگاه كه پدرم از دنيا رفت و ما هنگامى كه خارج شديم وى به همان حال بود ، خليفه هم هر چه تحقيق كرد فرزند حسن بن علي را پيدا كند به وى راه نيافت ، شيعيان وى معتقدند كه حسن بن على از دنيا رفت و از خود فرزندى باقى گذاشت كه در جاى او به امامت نشسته است . ( 2 ) 2 - محمد بن اسماعيل علوى گويد : حضرت ابو محمد عليه السّلام را در نزد على بن اوتاش حبس كردند ، اين مرد با آل محمد دشمنى زيادى داشت ، و با آل ابى طالب با درشتى رفتار ميكرد ، و به او گفته بودند : بر ابو محمد سخت‌گيرى كن ، راوى گويد : ولى پس از يك روز كه از زندانى حضرت عسكرى گذشت اين مرد نسبت به آن جناب