( 1 ) 14 - حسن بن ظريف گويد : دو مسأله بنظرم رسيد و اراده كردم آنها را از حضرت ابو محمد بپرسم ، از آن جناب پرسيدم هنگامى كه قائم قيام مىكند چگونه حكم مىكند و در كجا براى اقامهء حكم خواهد نشست ؟ و نيز در نظر داشتم از وى بپرسم در بارهء تب هم چيزى مرقوم بفرمايند ، و ليكن در هنگام نوشتن موضوع تب را فراموش كردم .
پس از چندى جواب رسيد كه قائم هنگامى كه قيام كند در بين مردم بعلم خودش حكم خواهد كرد همانطور كه داود به حكم خودش بين مردم حكم مينمود ، و از كسى بينه نخواهد خواست ، و تو قصد داشتى در بارهء تب چيزى بپرسى و ليكن فراموش كردى ، اكنون متوجه باش و آيهء شريفه
يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً
را بر ورقهاى بنويس و بر مريض آويزان كن ، راوى گويد : من طبق دستور امام عليه السّلام عمل كردم و مريض ما خوب شد .
( 2 )
( مناقب حضرت عسكرى عليه السّلام )
( 3 ) 1 - مرحوم كلينى از مشايخ خود روايت مىكند كه : احمد بن عبد اللَّه بن خاقان متصدى ماليات و اموال حكومتى در شهرستان قم بودند ، اين مرد بسيار متعصب و شديد النصب و نسبت به اهل بيت عليهم السّلام دشمنى داشت ، يكى از روزها كه در مجلس وى صحبت علويان پيش آمد ، گفت : من در ميان علويان مانند حسن بن على بن محمد بن الرضا كسى را مشاهده نكردم ، حسن بن على در عفت و كرم و عقل و فضيلت در ميان خاندانش و همچنين بنى هاشم مانند ندارد ، بنى هاشم او را با اينكه سن وى كم است بر افراد مسن خود فضيلت ميدهند و در مجالس و محافل خود او را بر همگان مقدم ميدارند ، و همچنين است حال او در نزد امراء و فرماندهان و شخصيتهاى برجسته و عموم طبقات مختلف مردم .
يكى از روزها من در خدمت پدر خود نشسته بودم ناگهان دربانان گفتند : ابو محمد بن الرضا در منزل است ، پدرم فورا با صداى بلندى گفت : راهش دهيد بيايد من از جسارت دربانان تعجب كردم كه چگونه آنان از هيبت و جلال پدرم نترسيدند