در اطاق ديگرى بوسيلهء نان كعك انجام گرفت و جز خودم ديگرى از اين قضيه اطلاع پيدا نكرد ، پس از آن از اطاق بيرون شدم و خدمت آن جناب نشستم ، حضرت عسكرى عليه السّلام به غلام خود فرمودند : ابو هاشم امروز روزه ندارد غذائى به وى بدهيد تا بخورد ، ابو هاشم گويد : من در اين هنگام تبسم كردم .
امام عليه السّلام فرمود : براى چه خنده كردى ؟ اى ابو هاشم هر گاه خواستى نيرومند شوى گوشت بخور نان كعك كه قوت ندارد ، عرض كردم : راست ميگوئيد و در اين هنگام مقدارى غذا خوردم ، بار ديگر فرمود : هر سه روز يك بار افطار كن و خود را گرفتار ضعف مزاج مگردان .
روزى كه بنا بود آن حضرت را از زندان آزاد كنند غلامش آمد و عرض كرد :
افطارت را بياورم ؟ فرمودند : بياوريد و ليكن ما از وى نخواهيم خورد ، هنگام ظهر افطارى او را آوردند و در عصر همان روز از زندان رهايش نمودند در حالى كه صائم بودند در وقت خروج از زندان فرمودند : اين غذا را بخوريد گواراى شما باشد .
( 1 ) 6 - ابو هاشم گويد : در خدمت حضرت ابو محمّد عليه السّلام بودم كه فرمود : هر گاه قائم خارج شود امر مىكند منابر را بشكنند و مقصورههاى مساجد را خراب كنند ، با خود گفتم : چرا بايد اينها از بين بروند ، فرمود : براى اينكه اينها بدعت هستند و بدون دستور پيغمبر و حجت بنا شدهاند .
( 2 ) 7 - ابو هاشم گويد : فهفكى از حضرت عسكرى عليه السّلام پرسيد چرا زن بيچاره از ارث يك سهم ميگيرد و مرد دو سهم ؟ حضرت فرمود : زن اهل جهاد و انفاق و ديه و غرامت نيست ، و اين گونه امور بر عهدهء مردانست راوى گويد من با خودم گفتم : ابن ابى العوجاء همين مسأله را از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند و آن جناب همين جواب را به او دادند .
حضرت ابو محمّد روى خود را به طرف من كردند و فرمودند : آرى همين سؤال ابن ابى العوجاء است و جواب ما يكى است و هر گاه سؤال يكى باشد جواب ما يكى است چه از اولى بپرسند و يا از آخرى سؤال كنند ، اولين و آخرين ما در علم مساوى
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 492
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٤٩٢