تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
چوپان متوجه شد گرگ گوسفند را گرفته و مىبرد ، وى گرگ را دنبال كرد ، هنگامى كه گرگ متوجه شد كه چوپان وى را تعقيب مىكند گوسفند را به زمين افكند پس از اين با كلام روشنى با چوپان سخن گفت ، و از جملهء سخنان گرگ اين بود كه : شما روزى خداوند را از من منع مىكنيد ، چوپان گفت : عجب است كه گرگ سخن مىگويد ! گرگ گفت : تعجب از شما زيادتر است ، و بايد مردم از شما عبرت بگيرند اينك محمّد در مكه مردم را به طرف حق دعوت مىكند شما به او توجهى نداريد . چوپان در اين هنگام به خود آمد ، و از كلمات گرگ برايش روشنائى حاصل شد و عقل و رشدش را به كار بست ، پس از اين جريان به طرف حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله آمد و مسلمان شد ، و در اعقاب خود شرفى به جاى گذاشت ، فرزندان اين چوپان همواره به اين فضيلت افتخار ميكردند ، و ميگفتند : ما فرزندان آن شخصى هستيم كه با گرگ سخن گفته است . ( 1 )

8 - تكلم ذراع مسموم با حضرت خاتم النبيين صلى اللَّه عليه و آله .

( 2 ) زنى از يهوديان خيبر گوسفندى را كه قبلا مسموم كرده بود براى حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله هديه فرستاد ، وى قبلا پرسيده بود كدام يك از اعضاى گوسفند مورد علاقه پيغمبر است ، به او گفتند ، حضرت رسول به ذراع بيشتر علاقه دارد ، او هم ذراع گوسفند را مسموم كرد ، حضرت خاتم النبيين صلى اللَّه عليه و آله اصحاب خود را براى خوردن گوشت هديه شده دعوت كرد ، هنگامى كه غذا را حاضر كردند آن جناب فرمود : اين طعام را برداريد ، زيرا كه وى به من ميگويد : من مسموم هستم . ممكن است گفته شود : كه علت برداشتن طعام براى سوء ظنى است كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله نسبت به آن زن يهوديه داشت ، اين احتمال درست نيست ، زيرا كه اگر مطلب چنين بود و پيغمبر در بارهء وى گمان بد داشت ، هديه او را قبول نميكرد ، و اصحاب خود را هم براى خوردن آن گوشت دعوت نميفرمود بلكه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله قبل از اينكه ذراع با وى تكلم كند مقدارى از آن گوشت را ميل فرموده بود ، و گوشت مسموم هم اثر خود را در بدن مبارك او گذاشت ، لذا سالى يك بار براى حضرت
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 34 | الشيخ الطبرسي / عزيز الله عطاردى