و در اين باره معروف بود ، و بيشتر اين صدقات را در شبهاى تاريك خود انجام ميداد ، و هر كس ادعا كند مانند او را در اين فضائل ديده او را تصديق نكنيد .
( 1 ) 3 - محمد بن ابى عباد گويد : حضرت رضا عليه السّلام در تابستان روى حصير و در زمستان روى پلاس مىنشست ، و لباس درشت مىپوشيد ، و هر گاه ميان مردم ظاهر ميشد لباسهاى خوب در بر ميكرد .
( 2 ) 4 - حاكم نيشابورى از ابو الصلت هروى روايت مىكند كه وى گفت : من داناتر از على بن موسى الرضا عليهما السّلام را نديدم و هر دانشمندى هم كه با وى مجالست ميكرد اين مطلب را تصديق داشت ، مأمون علماء اديان و فقهاء شرايع را در مجلسى گرد آورد و حضرت رضا را دعوت كرد تا با آنان گفتگو كند ، حضرت همه آنها را مجاب كرد ، و همگان فضل و دانش وى را ستودند و عجز و ناتوانى خود را ثابت كردند حضرت رضا عليه السّلام ميفرمود : من در مدينه در روضهء حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله مى نشستم و علماء هم در آنجا زياد بودند ، هر گاه آنان در مسألهاى در مىماندند به طرف من اشاره ميكردند ، و مسائل خود را از من سؤال مىنمودند ، و من هم به همه سؤالات آنها پاسخ ميگفتم .
( 3 ) 5 - اسحاق بن موسى بن جعفر ميگفت : پدرم به فرزندانش ميفرمود : اين برادر شما على عالم آل محمد است ، مسائل خود را از وى بپرسيد ، و مطالب او را نگهدارى كنيد ، من از پدرم جعفر بن محمد شنيدم مكرر ميگفت : عالم آل محمد صلى اللَّه عليهم اجمعين در صلب تو است كاش من او را ميديدم ، وى با امير المؤمنين همنام است .
( 4 ) 6 - روزى ابو نواس شاعر معروف حضرت رضا عليه السّلام را در حالى كه از نزد مأمون مراجعت ميكرد ديد ، ابو نواس نزديك آن جناب رفت و سلام كرد ، پس از اين گفت :
اى فرزند رسول خدا در بارهء شما چند بيت سرودهام اكنون دوست دارم آنها را از من استماع فرمائيد ، فرمودند : قرائت كنيد . ابو نواس ابيات ذيل را خواند :
مطهّرون نقيّات ثيابهم * تجرى الصّلاة عليهم أينما ذكروا
من لم يكن علويا حين تنسبه * فما له من قديم الدّهر مفتخر
فاللَّه لمّا برا خلقا فأتقنه * صفاكم و اصطفاكم أيّها البشر