قرار خواهد داد و چون به اين بيت رسيد :
و قبر ببغداد لنفس زكيّة * تضمّنها الرحمن في الغرفات
( 1 ) حضرت رضا عليه السّلام فرمود : ميل دارم در اين جا دو بيت وارد كنم تا قصيدهات كامل گردد ، عرض كرد : بفرمائيد امام عليه السّلام در اين هنگام فرمود :
و قبر بطوس يا لها من مصيبة * توقد بالأحشاء بالحرقات
إلى الحشر حتى يبعث اللَّه قائما * يفرّج عنّا الهمّ و الكربات
دعبل عرض كرد : اى فرزند پيغمبر اين قبرى كه در طوس واقع است متعلق بكيست ؟ حضرت فرمود : آن قبر من است ، پس از چند روز ديگر طوس مركز رفت و آمد شيعيان من خواهد شد ، و آنان براى زيارت قبر من به اين سرزمين خواهند آمد ، اكنون بدانيد هر كس در غربت قبر مرا زيارت كند روز قيامت با من در يك درجه خواهد بود .
پس از اين حضرت رضا عليه السّلام از جاى خود حركت نمود و دعبل هم قصيده خود را تا آخر براى آن جناب قرائت كرد ، امام عليه السّلام به دعبل فرمود : در اين جا توقف كنيد ، و خودش وارد منزل شد و بعد از مختصرى خادم بيرون گرديد و صد دينار و بروايت ديگرى ششصد دينار به دعبل داد ، و گفت : امام عليه السّلام ميفرمايد : اين دينارها را در راه خرج كنيد .
دعبل گفت : به خداوند سوگند براى رسيدن به اين دينار قصيده خود را انشاد نكردهام ، دعبل پولها را پس فرستاد و گفت : از طرف من به حضرت عرض كنيد : يكى از لباسهاى خود را به من مرحمت كند تا در نزد من بعنوان تيمن و تبرك باشد ، حضرت رضا عليه السّلام يك جبه خز با دينارها بار ديگر براى او فرستادند و فرمودند به دعبل بگوئيد اين دينارها را بگير كه در آيندهء نزديكى به آن احتياج پيدا خواهى كرد .
دعبل پس از اين از مرو حركت كرد ، در بين راه راهزنان جلو راه را گرفتند و دعبل و كاروانيان را توقيف كردند ، و دستهاى همگان را بستند ، و مشغول