طرفداران هارون جريان را براى وى نوشت ، هارون گفت : ما از طرف وى مطمئن شديم ، و ليكن زبيرى به هارون گزارش داد كه : على بن موسى در خانهاش را باز كرده و مردم را به طرف خود ميخواند ، هارون گفت تعجب است على بن موسى سگ و خروس و قوچ ميخرد و اين مرد بار ديگر از اين مطالب مينويسد .
( 1 ) 16 - حسن بن موسى گويد : با حضرت رضا عليه السّلام در روزى كه ابرى مشاهده نميشد به طرف يكى از املاك او رفتيم ، هنگامى كه به بيابان رسيديم فرمود : با خود بارانى آوردهايد ؟ گفتم : احتياج به بارانى در بين نبود زيرا كه امروز نه بارانى وجود دارد و نه در آسمان ابرى هست .
فرمود : من با خود بارانى آوردهام و اكنون باران خواهد آمد ، راوى گويد :
ما مقدارى كه راه رفتيم ناگهان ابرى پيدا شد و باران مفصلى باريد و ما همه خيس شديم .
( 2 ) 17 - ابراهيم بن موسى گويد : من از على بن موسى با اصرار چيزى مطالبه ميكردم وى به من وعده ميداد و ليكن عمل نميكرد ، يكى از روزها براى استقبال والى مدينه از شهر بيرون شد و من هم در خدمتش بودم ، حضرت آمد و در نزديك منزلى فرود آمد و در زير درختها نشست و من هم با وى دو نفرى نشسته بوديم ، عرض كردم : قربانت گردم اكنون عيد نزديك است به خداوند سوگند درهم و دينارى ندارم ، در اين هنگام با تازيانهء خود زمين را شكافت و يك تكه طلا بيرون كرد و فرمود : اين را خرج كن و به كسى نگو .
و اما آنچه بعد از وفات وى در كنار مشهد مقدسش ظاهر شده و بركاتى كه در آنجا بمعرض ظهور رسيده و مردمان زيادى آنها را به چشم خود ديدهاند و خاص و عام بوى اعتراف دارند و مخالف و مؤالف او را تصديق كردهاند تا امروز زياده از حد است ، و چه بسيار امراض صعب العلاج كه صاحبان آنها بهبودى يافتهاند .
در مشهد مقدس آن حضرت دعاهاى زيادى مستجاب شده و اندوهها بر طرف گرديده كه خودمان بسيارى از آنها را مشاهده كردهايم و در وقوع آن شكى نداريم و اگر بخواهيم در اين باره چيزى بنويسيم كتاب به طول خواهد انجاميد
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 437
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٤٣٧