تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
و حضرت رضا عليه السّلام هم دو بار بيرون شد و فرمود : چه اندازه خانه‌ها از هم دور است ، و ليكن ملاقات نزديك است اى طوس به همين زودى مرا با او جمع خواهى كرد . ( 1 ) 12 - حسن بن على وشاء گويد : حضرت رضا عليه السّلام به من فرمود : هر گاه اراده ميكردند مرا از مدينه بيرون كنند ، خاندان خود را جمع ميكردم و آنها را دستور ميدادم بر من گريه كنند ، پس از اين دوازده هزار دينار ميان آنان تقسيم مينمودم ، بعد فرمود : من در اين سفر ديگر به طرف خاندان خود مراجعت نخواهم كرد . ( 2 ) 13 - وشاء در حديث ديگرى از مسافر روايت كرده كه وى گفت : من با حضرت رضا عليه السّلام در منى بودم ، در اين هنگام يحيى بن خالد برمكى با گروهى از آل برمك گذشتند ، و آنها براى اينكه غبار آلود نشوند صورت خود را پوشانده بودند ، حضرت رضا عليه السّلام فرمود : بيچاره‌ها نميدانند در اين سال به چه مصيبتى گرفتار خواهند شد و عجيب‌تر از اين‌ها امر هارون است با من ، راوى گويد : من معنى اين حديث را نفهميدم تا آنگاه كه آن جناب را با هارون دفن كرديم . ( 3 ) 14 - صفوان بن يحيى گويد : پس از اينكه موسى بن جعفر درگذشتند و حضرت رضا تكلم كردند ما بر وى ترسناك شديم و گفتيم : شما امر بزرگى را اظهار داشتيد و اينك از اين مرد سركش نسبت بشما ميترسيم ، فرمود : وى هر چه ميخواهد بكند او را بر من راهى نيست ، صفوان گويد : ثقات بما اطلاع دادند كه يحيى بن خالد به هارون گفت : على بن موسى در خانه نشسته و مردم را به طرف خود دعوت مىكند ، هارون گفت ميخواهى او را هم مانند پدرش بكشيم ، ما كه از كشتن پدر او سودى نبرديم . ( 4 ) 15 - ابو الحسن طيب گويد : هنگامى كه حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام از دنيا رفتند حضرت رضا عليه السّلام از بازار سگى و قوچى و خروسى « 1 » خريدند ، يكى از
هامش
( 1 ) اين روايت را مرحوم طبرسى رضوان اللَّه عليه از شيخ صدوق قدس سره نقل كرده است بطورى كه از متن حديث پيداست حضرت رضا عليه السلام با خريدن اين سه حيوان مختلف كه با هم هيچ گونه تجانسى ندارند نظر خاصى داشته‌اند و گويا به اين وسيله ميخواستند نظر عمال حكومت را كه متوجه زندگى و خصوصيات آن جناب بودند از خود دور نمايند و متن حديث خود شاهد بر اين مطلب است ، و العلم عند اللَّه .