تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
المثل نقل ميشد . ( 1 ) 3 - ذكر كرده‌اند هنگامى كه هارون الرشيد براى حج بيرون شد و چون به نزديك مدينه رسيد مردم از وى استقبال كردند ، و در پيشاپيش مردم حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام بر استرى سوار بودند ، ربيع گفت : چرا با اين مركب به استقبال امير المؤمنين بيرون‌شده‌اى . حضرت فرمود : اين مركب از نخوت و تكبر اسب سوارى بدور است ، و از ذلت خر سوارى هم بهتر است ، و بهترين امور ميانه روى است . ( 2 ) 4 - سيد مرتضى - قدس اللَّه روحه - از ايوب بن حسين هاشمى روايت مىكند كه وى گفت : مردى از انصار بنام نافع كه رئيس قبيله‌اى هم بودند به اتفاق عبد العزيز و موسى بن جعفر هم در حالى كه بر الاغى سوار بودند درب منزل هارون رسيدند ، حاجب هارون هنگامى كه موسى بن جعفر را ديد او را احترام كرد و خوش آمد گفت ، و ديگران هم از آن جناب تعظيم كردند ، و حاجب فورا موسى بن جعفر را براى رفتن نزد هارون هدايت نمود . نافع گفت : من از اين مردم كسى را عاجزتر نديدم ، اينان به مردى كه قادر است آنها را از تخت به زير كشد اين گونه معامله ميكنند به خداوند سوگند اكنون بيرون شود او را مورد عتاب قرار خواهم داد ، عبد العزيز گفت : از اين مطلب درگذر زيرا اينها خاندانى هستند كه اگر كسى با آنان سخن ناروائى بگويد بطورى جواب ميشنود كه تا قيامت از عار آن خلاص نميگردد . راوى گويد : پس از اين موسى بن جعفر عليهما السّلام از نزد هارون بيرون شد ، در اين هنگام نافع از لگام الاغ آن حضرت گرفت و گفت : شما كه هستى ؟ ! فرمود : اى مرد اگر ميخواهى نسب مرا بدانى من فرزند محمّد حبيب اللَّه ، و اسماعيل ذبيح اللَّه ، و ابراهيم خليل اللَّه هستم ، و اگر چنانچه از اين شهر سؤال ميكنى اين شهرى است كه خداوند بر مسلمين واجب كرده كه در آن حج بجا آورند و اگر اكنون تو مسلمانى بايد حج كنى ، و اگر چنانچه ميخواهى مفاخره كنى ، به خداوند سوگند مشركين قوم من از مسلمين قوم