آنگاه كه آفتاب زرد شد ، و من ترسيدم كه ممكن است وى از تصميم خود منصرف شده باشد ، لذا برخاستم و مراجعت كردم ، در اين هنگام مشاهده كردم سياهى از دور پيدا شد ، و منادى از پشتم فرياد زد .
من برگشتم مشاهده كردم حضرت موسى بن جعفر است كه بر استرى سوار شده ، فرمودند : اى ابو خالد صبر كن ، عرض كردم : آرى اى فرزند رسول خدا ستايش ميكنم خداوندى را كه تو را از گزند آنان نگهدارى كرد ، فرمود : اى ابو خالد من به همين زودى بار ديگر در دست اينها گرفتار خواهم شد كه از وى خلاصى ندارم .
( 1 )
( مناقب حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام )
( 2 ) در ميان مردم مشهور است كه موسى بن جعفر عليهما السّلام در ميان فرزندان حضرت صادق عليه السّلام از همه شريفتر و بزرگوارتر است ، مقام او در دين و مذهب از همگان رفيعتر و بلندتر است ، و از همه آنان فصيحتر و داناتر و فهميدهتر مىباشد ، آن جناب از عباد و زهاد زمان خويش بشمار ميرفت و از همگان اعبد بودند .
( 3 ) روايت شده كه حضرت موسى بن جعفر نوافل شب را به نماز صبح مىپيوست ، و پس از آن به تعقيب مشغول ميشد تا آنگاه كه آفتاب طلوع ميكرد ، و بعد به سجده ميرفت تا آنگاه كه آفتاب بزوال ميرسيد ، و در سجدهء خود ميفرمود : « قبح الذنب من عبدك فليحسن العفو و التجاوز من عندك » و يكى از دعاهاى معروف آن جناب اين است كه ميفرمود : « اللهمّ انى أسئلك الراحة عند الموت ، و العفو عند الحساب » .
حضرت موسى بن جعفر از خوف خداوند گريه ميكرد تا آنگاه كه محاسن شريفش از اشكش تر ميشد ، و از فقراء مدينه همواره دلجوئى ميكرد و در شبها براى آنان نان و غذا مىبرد ، و آنها نميدانستند كه اين غذاها از كجا ميرسد .
( 4 ) 1 - حسن بن محمد بن يحيى علوى از جدش روايت مىكند كه مردى از فرزندان عمر بن خطاب در مدينه موسى بن جعفر را اذيت ميكرد و به على عليه السّلام هم ناسزا ميگفت يكى از اطرافيان آن حضرت عرض كرد : اجازه فرمائيد اين مرد عمرى را بكشيم ، امام عليه السّلام