كه در اين وقت كودك بود و در گوشهاى خوابيده بود .
( 1 ) 2 - مفضل بن عمر گويد : در خدمت حضرت صادق عليه السّلام بوديم كه ابو ابراهيم در حالى كه كودك بود وارد شد ، حضرت فرمود : او را به ياران مورد اعتمادت وصيت كن و امر او را براى آنان اظهار نما .
( 2 ) 3 - فيض بن مختار گويد : به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم : دستم را بگير و از آتش بيرونم كن ، پس از تو كدام كس بر ما امام است ؟ ، در اين هنگام ابو ابراهيم بر ما وارد شد ، فرمود : امام شما اين است اكنون به وى چنگ بزن .
( 3 ) 4 - صفوان جمال گويد : منصور بن حازم خدمت حضرت صادق عليه السّلام عرض كرد : پدر و مادرم فدايت گردد ، روز و شب ميگذرد و حوادث پشت و سر هم مىآيد ، امام بعد از شما كيست ؟ در اين هنگام حضرت دست به شانه راست موسى عليه السّلام گذاشتند و فرمودند : اين امام شما است ، و حضرت در اين روز پنج سال بيشتر از عمرش نگذشته بود ، و عبد اللَّه بن جعفر هم در مجلس نشسته بود .
( 4 ) 5 - عيسى بن عبد اللَّه گويد « 1 » : به حضرت صادق عرض كردم : اگر حادثهاى پيش آمد كرد و خداوند اين طور حادثهاى پيش نياورد ، من به امامت كدام كس معتقد گردم ؟ گفت : حضرت در اين وقت به طرف پسرش موسى اشاره كردند ، عرض كردم :
اگر براى وى حادثهاى پيش آمد كرد به كه رجوع كنم ؟ فرمود : بفرزندش ، عرض كردم : اگر براى وى پيش آمدى بشود و از وى پسر كوچك و برادر بزرگترى بماند ؟
فرمود : بفرزندش رجوع كن ، و بعد از اين همانطور عمل نما .
عرض كردم : اگر او را نشناختم و جاى او را هم ندانستم چه كنم ؟ فرمود :
ميگوئى : « اللهمّ إني أتولّى من بقى من حججك من ولد الامام الماضى » همين اندازه برايت ان شاء اللَّه كفايت مىكند .
( 5 ) 6 - فيض بن مختار ضمن حديث مفصلى گويد : حضرت صادق عليه السّلام در بارهء موسى بن جعفر فرمود : او امام شما است كه از وى پرسيدى ، اكنون برخيز و به امامت
هامش
( 1 ) مقصود عيسى بن عبد اللَّه بن محمد بن عمر بن على بن ابى طالب عليه السلام است .