توجيه ميكنند و با تطبيق اعداد به نامها كه بخرافات بيشتر شبيه است مذهب خود را معرفى ميكنند ، و اين با گفتار ما كه بايد نصوص ظاهر باشد و بر شخص معينى دلالت كند و از مردمان زيادى نقل شود تا به حد تواتر برسد منافات دارد .
( 1 ) وجه دوم بر بطلان عقيده اسماعيليان اين است كه : چون خداوند ، عالم به موت اسماعيل بود از اين جهت تصريح بولايت او از طرف خداوند باطل و بىفايده است ، و اكنون كه اسماعيل بعد از پدرش زندگى نكرد و از جهان درگذشت قول مدعيان نص در بارهء امامت او باطل است ، و قول كسانى كه عقيده دارند اسماعيل در زمان پدرش درنگذشته ، و جريان مرگ او براى اشتباه كارى بوده ، با قول اشخاصى كه منكر مردن حضرت صادق هستند از طائفه ناووسيه تفاوتى ندارد .
كسانى كه مدعى ميباشند اسماعيل براى امامت فرزندش تصريح كرده بسيار راه اشتباه ميروند ، زيرا كه اسماعيل در زمان پدرش وفات كرد و بودن حضرت صادق عليه السّلام بعنوان امامت در دنيا هنوز مانع امامت فرزندش بود و او نميتوانست قبل از اينكه به مقام امامت برسد پسرش را براى امامت بعد از خود معرفى كند زيرا در يك زمان دو امام وجود ندارد .
گروهى از شيعيان هم معتقد به امامت حضرت موسى بن جعفر شدند و اينان « اماميه » هستند ، اكنون كه اقوال فرق سابقه مردود شد امامت موسى بن جعفر عليهما السّلام ثابت ميگردد ، زيرا كه حق از اقوال همه امت بيرون نيست ، و همچنين نصوص زيادى از پدر و جدش در بارهء امامت او رسيده كه از كثرت بتواتر رسيده و جاى توطئه بر كذب را از بين برده ، اين روايات بسيار زياد است كه احصاء آن از حد امكان بيرون است اكنون نصوص امامت او را ذيلا ذكر ميكنيم : ( 2 ) 1 - معاذ بن كثير گويد : به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم : از خداوند آرزومندم همان طورى كه پدرت تو را به اين منزلت رساند ، تو هم قبل از مردنت اين مقام را در يكى از اعقابت بگذارى ، حضرت فرمود : خداوند اين موضوع را برآورده است عرض كردم : وى كيست ؟ قربانت گردم ، در اين هنگام اشاره به عبد صالح كردند
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 403
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٤٠٣