معارضهاى نبوده و معارضه پس از هجرت واقع شده اين خود دليل است كه : قرآن معجزه بوده و بوسيله آن خرق عادت گرديده است .
( 1 ) اگر اسلام در مدينه قدرت و شوكت پيدا كرد ، مخالفين قرآن و مسلمين در ساير بلدان و امكنه بودند ، مملكت ايران و روم با آن عظمت و اقتدار ثابت و پابرجا بودند ، در اين صورت لازم بود كسانى كه با قرآن معارضه كردند گفتار آنان در اين ممالك منتشر شود .
يكى از دلائلى كه عدم معارضه را ثابت مىكند اين است كه : هنگامى كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله عرب را براى معارضه با قرآن دعوت فرمود ، آنان با اينكه با دعوت حضرت مخالفت كردند ، و هر روز براى وى ناراحتى فراهم مىكردند ، و موجبات معارضه نيز فراهم شده بود ، با همهء اينها از معارضه با قرآن خوددارى كردند .
از اين جا معلوم است كه عدم معارضه آنها براى عجز آنان بوده ، و فصحاى عرب قادر نبودند در برابر قرآن عرض و اندام كنند ، اگر عرب قادر به آوردن مانند كلام خدا بود ، آن همه مشكلات را براى خود ايجاد نميكرد ، جنگهائى كه مشركين با حضرت رسول كردند ، و مصائب و مشقاتى كه در اين باره متحمل شدند ، براى اين بود كه با قرآن نتوانستند معارضه كنند .
حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله گردنكشان و متكبران عرب را به اسلام دعوت كرد ، و به آنان امر نمود كه دست از دين پدران خود بردارند ، و از رياست و قدرت و عزت دنيائى خويش چشم بپوشند ، و از پدران و گذشتگان نيز برائت جويند ، و نيز از آنان خواست با دشمنان اسلام اگر چه با آنها خويشاوند باشند ، جنگ كنند .
مشركين هم ميدانستند كه پيغمبر ابتداء آنها را دعوت بمعارضه با قرآن نموده و فرمود : اگر مانند اين كلامى را كه من براى شما قرائت ميكنم بياوريد ، من دست از دعوت خود برميدارم ، ليكن آنها به جاى اينكه با قرآن معارضه كنند در برابر آن جناب به جنگ و قتال پرداختند ، و در اين راه مالهاى فراوانى خرج كردند و رنجهاى زيادى كشيدند .
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 26
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٢٦