و أنّ محمدا رسول اللَّه و أنك وصىّ الأوصياء .
( 1 ) راوى گويد : پس از اين حضرت صادق عليه السّلام روى خود را به طرف حمران كرد و فرمود : تو سخن را به حديث ميكشانى و بر خصمت غلبه ميكنى ، و به هشام بن سالم فرمود : تو هم در مذاكرات خود به حديث توسل ميجوئى و ليكن از معرفت حديث اطلاعى ندارى ، و به احول فرمود : تو قياس و حيلهگرى باطلى را به سخن باطلى از بين ميبرى ، و ليكن باطل تو محكمتر است .
پس از اين متوجه قيس ماصر شد و فرمود : شما در مذاكرات خود به اخبار نبوى استشهاد ميكنى ، و ليكن در هنگام اخذ نتيجه از مطلب دور ميشوى ، حق را به باطل مخلوط ميسازى ، حرف حق اگر چه اندك باشد از گفتار زياد كه باطل باشد بهتر است ، تو و احول چون باز شكارى بر خصم حمله ميكنيد ، و در فن مجادله ماهر هستيد يونس بن يعقوب گويد : من يقين كردم كه در بارهء هشام هم مانند آنان سخن خواهد گفت ، در اين هنگام فرمود : اى هشام تو مانند پرندگان كه هر گاه به زمين ميرسند پاهاى خود را جمع ميكنند و بار ديگر پرواز مينمايند هستى ، كنايه از اين است كه تو در مجادله از ميدان بيرون نميروى و با هوش و زرنگى مخصوص بر خصم غلبه ميكنى ، و بايد مانند تو با مردم سخن گويند ، اينك از كجروى بترس تا به شفاعت ما برسى .
اين حديث علاوه بر معجزات كه دلالت بر امامت حضرت صادق عليه السّلام دارد ، متضمن اثبات حجيت نظر در امامت است .
( 2 )
( مناقب حضرت صادق عليه السّلام )
( 3 ) امام صادق سلام اللَّه عليه در زمان خود اعلم و انبه فرزندان حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله بود ، و در نزد خاصه و عامه مقام ارجمندى داشت ، و از هيچ كدام به اندازهء حضرت صادق علم و دانش روايت نشده ، اصحاب حديث و روايت اسامى راويان آن جناب را جمع كردهاند و آنان با اختلافى كه در عقائد و آراء داشتند ، در حدود چهار هزار نفر بودند كه