كرد تا در بسترش بخوابد در اين هنگام قريش رسيدند و اراده داشتند پيغمبر را از بين ببرند گروه قرشيان به خيال اينكه پيغمبر در بستر قرار دارد به طرف على حمله آوردند امير المؤمنين فرياد زدند و آنها را مورد اعتراض قرار دادند كفار قريش چون ديدند على در بستر خوابيده است باشتباه خود متوجه شدند .
( 1 ) ابو رافع گويد : هنگامى كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله در غار بودند على عليه السّلام وسائل زندگى آن جناب را فراهم ميكرد و براى او نان و آب ميبرد و سپس وسائل مسافرت پيغمبر را مهيا نمود و به طرف مدينه مهاجرت كرد .
گويند پيغمبر امير المؤمنين را در مكه بجاى خود گذاشتند تا ديون حضرت رسول را بپردازد و امانات مردم را كه در نزد پيغمبر بوده به صاحبانش برگرداند ، و اهل بيتش را با خود بمدينه بياورد علي عليه السّلام نيز طبق وصاياى او عمل كرد پيغمبر بعلى فرمودند : تا وقتى كه در بسترم باشى قريش به خيال اينكه من در آنجا خوابيدهام مرا از نظر دور نخواهند داشت على عليه السّلام در جاى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله خوابيدند كفار قريش ديدند مردى در جاى پيغمبر خوابيده و آنان با خود ميگفتند اينك محمد است كه در بسترش آرميده خداوند به اين وسيله پيغمبرش را از گزند دشمنان نگهدارى فرمود و آن جناب با كمال آسايش و اطمينان بسوى يثرب مهاجرت كرد .
امير المؤمنين نيز پس از چند روز بسوى مدينه حركت كرد و آن مسافت بعيده را با پاى پياده طى فرمود و در مدينه خدمت حضرت رسول رسيد در حالى كه پاهايش ورم كرده بود هنگامى كه چشم پيغمبر بر آن جناب افتاد گريه كرد و بر وى ترحم فرمود و از شدت تعب و سختيهائى كه بر او وارد شده بود فوق العاده متأثر گرديد و با دست مباركش پاهاى خونآلود او را مسح ميكرد
( 2 )
مجاهدات على عليه السّلام در غزوهء بدر
( 3 ) حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله امير المؤمنين را در شب بدر فرستادند تا براى لشكريان آب بياورند پيغمبر به اصحاب خود فرمود كدام يك از شما حاضريد مقدارى آب بياوريد ؟
همگان سكوت كردند و كسى پاسخ نداد در اين هنگام على عليه السّلام برخاست و عرض كرد يا رسول اللَّه اكنون من در خدمت حاضرم .