هنگامى كه پيغمبر به خود آمدند به علي فرمودند : اكنون از خداوند بخواهيد تا آفتاب را براى شما برگرداند ، خداوند آفتاب را براى تو مراجعت خواهد داد ، زيرا كه تو از خداوند و رسولش فرمان بردارى كردهاى ، امير المؤمنين هم از خداوند خواستار شدند تا آفتاب را پس از اينكه در افق فرو رفته بود براى او برگرداند .
در اين هنگام پروردگار دعاى علي عليه السّلام را اجابت فرمود و قرص خورشيد پس از فرو رفتن در افق مراجعت كرد ، امير المؤمنين نماز عصر را خواندند و بعد از اين بار ديگر در افق ناپديد شد ، اسماء بنت عميس گويد : به خداوند سوگند ما در هنگام غروب آفتاب صداى مخصوصى مثل اينكه چوبى را بوسيله اره مىبرند از وى ميشنيديم .
( 1 ) مرتبه دوم كه آفتاب براى آن جناب مراجعت كرد در وقتى بود كه : حضرت امير عليه السّلام تصميم گرفتند از فرات عبور كنند ، گروه زيادى از ياران آن جناب به عبور دادن چهارپايان و وسائل زندگى خود مشغول شدند و علي عليه السّلام به اتفاق چند نفر از اصحابش نماز عصر را خواندند .
در اين هنگام كه هنوز مردم به عبور دادن وسائل زندگى خود بودند ، آفتاب غروب كرد و نماز عدهاى از آنان فوت شد و گروهى نيز از فضل نماز جماعت محروم شده بودند ، مردم در اين موضوع با هم سخن ميگفتند ، امير المؤمنين عليه السّلام گفتار آنان را شنيد و از خداوند خواست تا خورشيد را برگرداند .
خداوند متعال دعاى آن حضرت را اجابت فرمود و خورشيد پس از ناپديد شدن مراجعت كرد و حضرت بار ديگر به اتفاق يارانش نماز خواندند و چون سلام دادند آفتاب بلافاصله ناپديد شد ، و خورشيد در هنگام غروب صداى شديدى نمود و مردم هم آن صدا را شنيدند - سيد حميرى در اين باره اشعارى دارد كه ذيلا ذكر مىشود :
ردّت عليه الشمس لما فاته * وقت الصلاة و قد دنت للمغرب
حتى تبلّج نورها في وقتها * للعصر ثمّ هوت هوىّ الكوكب
و عليه قد حبست ببابل مرّة * اخرى و ما حبست بخلق معرب
الّا ليوشع أوله من بعده * و لردّها تأويل امر معجب