تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
به خداوند پناه برد ، و اسماء جلاله را بر زبان جارى كرد ، و بعد بياران خود امر كرد تا نزديك او بيايند ، آنان نيز نزديك او حاضر شدند ، و بفاصله كمى از آن جناب توقف كردند . ( 1 ) در اين هنگام امير المؤمنين عليه السّلام خود را در ميان وادى انداختند ، و باد شديدى شروع به وزيدن كرد ، شدت باد به اندازه‌اى بود كه ياران امير المؤمنين قادر بمقاومت نبودند و نزديك بود آنان برو افكنده شوند ، و از شدت ترس و وحشت پاهاى آنان در زمين بند نميشد . در اين وقت كه ترس همگان را فرا گرفته بود ، علي عليه السّلام فرياد زدند و خود را معرفى كردند ، و به آنان فرمودند : من على بن ابى طالب وصى رسول خدا هستم اكنون اگر قدرت داريد در جاى خود صبر كنيد . در اين هنگام اشخاصى مانند زطيان در مقابل آنها ظاهر شدند ، و ياران امير المؤمنين خيال ميكردند كه اين گروه در دست خود شعله‌هاى آتش دارند ، اين اشخاص با كمال اطمينان در اطراف وادى حركت ميكردند . علي عليه السّلام بسرعت در ميان آن وادى بسير خود ادامه داد ، و قراءت قرآن ميكرد و شمشير خود را به طرف چپ و راست اشاره مينمود ، در اين وقت آن اشخاص غير عادى كه در كنار وادى ايستاده بودند مانند بخارى و دودى سياه شدند و امير المؤمنين عليه السّلام بار ديگر از ميان وادى بالا آمدند و پس از اينكه زمين روشن شد با يارانش برخاستند و از آن محل دور شدند . اصحاب حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله عرض كردند : يا ابا الحسن شما در اين واقعه چه چيزها مشاهده كردى ؟ ما نزديك بود از ديدن بعضى چيزهاى غير عادى از بين برويم علي عليه السّلام فرمود : من هنگامى كه دشمن را مشاهده كردم ، اسماء پروردگار را با فرياد بلند خواندم و آنان بسيار كوچك شدند ، و من دانستم كه از ترس به اين حال افتاده‌اند . پس از اين بدون اينكه از آنها ترسى داشته باشم در ميان وادى به راه خود ادامه دادم ، و اگر چنانچه آنان به حال اول خود باقى مانده بودند ، من همه آنان را از بين