يأتيه ليس بحيث يلقى عامر * غير الوحوش و غير اصلع اشيب
فدنا فصاح به فأشرف مائلا * كالنسر فوق شظية من مرقب
هل قرب قائمك الذى أنتم به * ماء يصاب فقال : ما من مشرب
الّا بغاية فرسخين و من لنا * بالماء بين نقا و قيّ سبسب
فثنى الاعنة نحو وعث فاجتلى * ملساء تبرق كاللجين المذهب
قال اقلبوها انكم ان تقلبوا * ترووا و لا تروون ان لم تقلب
فاعصوصبوا في قلعها فتمنّعت * منهم تمنّع صعبة لم تركب
حتى اذا أعيتهم أهوى لها * كفا متى ترد المغالب تغلب
فكانها كرّت به كف حزوّر * عبل الذراع دحا بها في ملعب
قال اشربوا من تحتها متسلسلا * عذبا يزيد علي الألذّ الاعذب
حتى اذ اشربوا جميعا ردّها * و مضا فخلت مكانها لم يقرب
اعنى ابن فاطمة الوصى و من يقل * في فضله و فعاله لم يكذب
( 1 ) 2 - از جمله اخبارى كه مورد توجه واقع شده و بطور مستفيض رسيده و شعراء آن را بنظم آوردهاند ، قضيه مراجعت آفتاب است پس از اينكه در افق مغرب ناپديد شد ، داستان برگشتن آفتاب براى امير المؤمنين عليه السّلام دو مرتبه اتفاق افتاده ، يك بار در زمان حيات حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله واقع شد ، و ديگرى پس از رحلت آن جناب .
اسماء بنت عميس و ام سلمه زوجه حضرت رسول و جابر بن عبد اللَّه و ابو سعيد خدرى و گروهى از اصحاب آن جناب روايت ميكنند كه : روزى حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله در منزل خود بودند و علي عليه السّلام هم مقابل آن جناب ايستاده بودند ، در اين هنگام جبرئيل خدمت پيغمبر رسيدند و با او بگفتگو پرداختند ، هنگامى كه حضرت رسول را وحى فرا گرفت سر مباركشان را روى زانوى امير المؤمنين گذاشتند .
حضرت خاتم النبيين صلى اللَّه عليه و آله همچنان سرش بالاى زانوى علي عليه السّلام بود تا آنگاه كه آفتاب غروب كرد ، و امير المؤمنين در آخرين لحظات غروب آفتاب همانطور كه نشسته بودند با اشاره نماز خود را اداء كردند .