براى قربانى برداشت ، و لشكريان مسلمان هم كه در خدمتش بودند با وى حركت كردند و با جامههائى كه از نصاراى نجران گرفته بودند به طرف مكه آمد .
هنگامى كه حضرت رسول از طرف مدينه به شهر مكه نزديك شدند امير المؤمنين نيز از راه يمن به مكه نزديك گرديدند و با هم برخورد كردند علي عليه السّلام لشكريان را خدمت حضرت رسول معرفى كرد و آن جناب از اين برخورد و ملاقات بسيار خوشوقت گرديد .
پيغمبر فرمود : يا علي با چه نيتى قصد دارى وارد مكه شوى عرض كرد : يا رسول اللَّه شما مرا از جريان كار خود اطلاع ندادى و من از نيت و قصد شما خبر ندارم هنگام عزيمت به طرف مكه گفتم : « اللهم إهلالا باهلال نبيّك » و با نيت و قصد شما اراده مكه را كردهام حضرت رسول فرمود : يا علي شما در حج من شريك هستى و در مناسك و قربانى من سهم دارى و بر همين احرام باقى باش و هر چه زودتر با لشكريان خود مهيا شويد تا در مكه پيرامون همديگر باشيم .
( 1 ) امام صادق عليه السّلام فرمود : حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله صد شتر را براى قربانى با خود ميكشيد بيش از شصت عدد را خود نحر فرمود و بقيه را به علي عليه السّلام بخشيد ، هنگامى كه امير المؤمنين به طرف لشكريانش مراجعت كرد ، مشاهده كرد مردم لباسهائى را كه از نصاراى نجران گرفته شده بود پوشيدهاند .
در اين هنگام آن جناب خشمگين شد و به فرمانده آنان پرخاش كرد كه چرا بدون اجازه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله لباسها را در بر كردهاند ، امير لشكر گفت : اين جماعت از من درخواست كردند تا با اين البسه محرم شوند و خود زينت نمايند حضرت فرمود : اين جماعت بسيار كار زشتى را مرتكب شدهاند ، و تو خود هم از حد خويشتن تجاوز كردى كه اين اجازه را به آنان دادى ، اكنون هر چه زودتر لباسها را از بدن آنان بيرون كن و در ميان عدلها نگهدارى نما .
اين جمعيت از اين شدت عمل علي عليه السّلام سخت برآشفتند و بناى اعتراض و شكايت گذاشتند ، هنگامى كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله از شكايت و داد و فرياد مردم مطلع شد
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 196
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص١٩٦