آنان در مقابل ما بيرون شدند ، در اين موقع علي بن ابى طالب نماز خواندند و پس از اين ما را در يك صف قرار دادند و در مقابل صف ايستادند و نامهء حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله را براى مردم قرائت كردند ، در اين هنگام قبيله همدان اسلام اختيار كردند و علي عليه السّلام جريان كار را براى پيغمبر نوشتند ، آن جناب پس از قرائت نامه سجده شكر بجا آوردند و بعد فرمودند درود و رحمت باد بر قبيلهء همدان .
( 1 ) اعمش روايت كرده از علي عليه السّلام كه آن حضرت فرمود : هنگامى كه پيغمبر مرا به طرف يمن ميفرستادند عرض كردم : يا رسول اللَّه تصميم دارى مرا به طرف يمن بفرستى تا در ميان آنان به امور قضائى اشتغال داشته باشم ، و حال اينكه من جوان هستم و از احكام قضائى اطلاعى ندارم .
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : در اين هنگام حضرت رسول با دست مباركش به سينهام اشاره فرمود و گفت : « اللهم اهد قلبه و ثبّت لسانه » سوگند به خداوندى كه جانم در دست اوست من پس از اين در هيچ امرى از امور قضائي به شك گرفتار نشدم .
( 2 )
حجة الوداع
( 3 ) حضرت خاتم النبيين صلّى اللَّه عليه و آله در بيست و پنجم ذى القعده سال دهم از هجرت از مدينه بيرون شدند و براى اداى مناسك حج به طرف مكه روى آوردند ، قبل از اين كه از مدينه بيرون شوند امر كردند تا در ميان مسلمين اعلام شود و همگان براى زيارت خانهء خدا حاضر گردند .
مسلمين دعوت پيغمبر را اجابت كردند و از هر طرف بسوى مدينه روى آوردند شهر مدينه و اطراف آن از جمعيت مسلمانان پر شد ، پس از اينكه به ذو الحليفه رسيدند محمّد بن ابى بكر از اسماء بنت عميس متولد شد ، و از اين جهت پيغمبر يك شب در اين محل اقامت گزيد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله از ذو الحليفه محرم شدند و مسلمين هم از آن جناب تبعيت كردند و همگان در لباس احرام درآمدند ، پيغمبر در اين مسافرت باشكوه و مجلل شصت و شش شتر براى قربانى با خود همراه داشت .
امير المؤمنين عليه السّلام هم از يمن براى حج حركت كرد و سى و چهار شتر بزرگ را