( 1 )
26 - سريهء ابو عبيدهء جراح :
( 2 ) پيغمبر ابو عبيدهء جراح را به همراهى چهل نفر از اصحاب به طرف « قصه » فرستادند ، مسلمين در اين محل به گروهى از مشركين رسيدند و آنها را مورد حمله قرار دادند ، ولى آنان از مقابله عاجز شدند و در كوهها پراكنده گرديدند ، يكى از كفار اسير شد و اسلام اختيار كرد .
( 3 )
27 - سريهء زيد بن حارثة :
( 4 ) در سال ششم از هجرت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله زيد بن حارثه را به ناحيهء « جموم » در اراضى بنى سليم فرستادند ، و آنها مقدارى گوسفند و چند نفر را اسير كرده با خود بردند .
( 5 )
28 - سرية زيد بن حارثه به منطقه « عيص »
( 6 )
29 - سريهء زيد بن حارثه :
( 7 ) در همين سال پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله زيد بن حارثه را به ناحيهء « طرف » ارسال فرمودند زيد با پانزده نفر به طرف بنى ثعلبه كه در اين منطقه ساكن بودند رفتند ، ولى مشركين فرار كردند ، مسلمين با بيست عدد شتر به مدينه بازگشت نمودند .
( 8 )
30 - غزوهء على بن ابى طالب عليه السّلام :
( 9 ) در سال ششم به حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله اطلاع دادند كه جماعتى از اهل فدك تصميم دارند از يهوديان خيبر حمايت كنند ، پيغمبر امير المؤمنين عليه السّلام را به طرف عبد اللَّه بن سعد كه در « فدك » اقامت داشت فرستادند .
( 10 )
31 - سريهء عبد الرحمن بن عوف :
( 11 ) حضرت خاتم النبيين صلى اللَّه عليه و آله عبد الرحمن بن عوف را در ماه شعبان سال ششم هجرى به طرف « دومة الجندل » فرستاد و به او فرمود : اگر مردمان آن ناحيه از شما اطاعت كردند ، و مسلمان شدند با دختر رئيس آنها ازدواج كن ، هنگامى كه اصحاب پيغمبر به اين محل رسيدند اهالى آنجا اسلام را قبول كردند ، پس از اين عبد الرحمن با « تماضر » دختر « اصبغ » كه رئيس اين ناحيه بود ازدواج نمودند .