امن و آسايش بوده است ، اينك ملت عرب اطلاع دارد كه شما با ما در حال جنگ هستى .
( 1 ) اكنون اگر شما وارد مكه شويد گمان خواهند كرد كه ما عاجزشدهايم ، ناگهان بر سر ما خواهند ريخت و ما را از بين خواهند برد ، و ما به خواطر خويشاوندى كه با شما داريم آرزومنديم شما از تصميم خود منصرف شويد ، زيرا كه مكه محل نشو و نماى شما بوده ؛ و مانند اين است كه از بدن شما جدا شده باشد ، حضرت به سهيل ابن عمرو فرمود : اينك مقصود شما از آمدن چيست ؟ و مطلب از چه قرار است ؟ .
سهيل عرض كرد : من تصميم دارم بين خود و شما قرار دادى بنويسم ، تا شما در سال آينده بدون خوف و هراس و لشكركشي به مكه بيائيد ، و اكنون از دخول در مكه منصرف شويد ، پيغمبر على بن ابي طالب را پيش خود خواست و پوستى كه براى نوشتن نامه تهيه ديده بودند به او مرحمت كردند ، و فرمودند : بنويسيد «
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
» .
سهيل گفت : ما اين كلمه را نمىفهميم جملهاى را بنويسيد كه در نزد ما معروف باشد ، امر كنيد بنويسند : « باسمك اللهمّ » پيغمبر به امير المؤمنين فرمودند :
همان طورى كه وى ميگويد بنويس ، علي عليه السّلام عرض كرد : اگر نه اين بود كه اطاعت شما را بنمايم من آنچه را كه نوشتهام پاك نميكردم .
پيغمبر فرمود : بنويسيد اين معاهدهاى است كه محمد رسول خدا با سهيل بن عمرو انجام ميدهد ، سهيل گفت : اگر من اين موضوع را كه رسالت شما است قبول داشتم ديگر احتياجي به نوشتن اين نامه و قرارداد نبود ، امر كنيد بنويسند « محمد بن عبد اللَّه » امير المؤمنين گفت : به خداوند قسم وى رسول پروردگار است اگر چه دماغ شما به خاك ماليده گردد .
در اين هنگام حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله به امير المؤمنين فرمودند : موضوع رسالت را از نامه پاك كنيد وى عرض كرد : دست من يارى نميكند اين عمل را انجام دهم و كلمهء نبوت را پاك كنم ، پيغمبر فرمود : دست مرا روى آن جمله بگذاريد ، در اين