هنگامى كه مسلمان شدم و خاتم النبيين مرا تزويج كرد ، مشاهده كردم عدد مسلمانها كمتر از سابق بود ، من فهميدم اين كثرت عدد براى ارعاب مشركين بوده و خداوند ميخواسته رعب مسلمانها را در دل كفار بيندازد ، وى گفت : من سه روز قبل از آمدن پيغمبر در خواب ديدم كه ماه از طرف يثرب آمد و در دامنم نشست ، و من كراهت داشتم اين خواب خود را براى كسى بازگو كنم ، هنگامى كه مرا اسير كردند از خواب خود اميدوار شدم ، پس از اين رسول خدا مرا به همسرى برگزيد .
پيغمبر در اين جنگ به اصحاب خود فرمان داد بطور دسته جمعى به دشمن حمله كنند ، و لذا يكنفر از مشركين هم نتوانست فرار كند ، ده نفر كشته شدند و بقيه اسير گرديدند ، و شعار مسلمين در اين جنگ « يا منصور أمت » بود ، رسول خدا دستور فرمود ، تمام زنان و كودكان ، و چهار پايان و گوسفندان را ضبط كردند .
در اين هنگام به مردم خبر رسيد كه پيغمبر جويريه دختر حارث را تزويج كردهاند ، گفتند : پس بنا بر اين بنى مصطلق از خويشاوندان حضرت رسول شدند و آنان آنچه در دست داشتند براى او فرستادند امام صادق سلام اللَّه عليه فرمود : من زنى مانند جويريه كه موجب بركت و شرافت قومش شد زن ديگرى را نديدم و در اين غزوه بود كه : عبد اللَّه بن ابى گفت :
لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ
و همچنين بقيهء آياتى كه در اين باره فرود آمده ، و قضيه « افك » عايشه هم در اين جنگ پيش آمد .
( 1 )
25 - سريهء عكاشة بن محصن :
( 2 ) حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله در ماه ربيع الأول سال ششم از هجرت عكاشة بن محصن را با چهل نفر به « غمرة » فرستادند ، و اين جماعت با گروهى از مشركين برخوردند ليكن آنان مقاومت نكرده فرار كردند و اصحاب پيغمبر با دويست عدد شتر به مدينه بازگشتند .