روزى كه حضرت زهرا را به منزل علي بن ابى طالب بردند نه سال بيشتر نداشت پيغمبر ميفرمود : ما از حارثة بن نعمان شرم داشتيم ، زيرا كه همهء منزل او را گرفته بوديم ، حارثه از اين گفتار حضرت رسول اطلاع پيدا كرد و خدمت آن جناب رسيد و عرض كرد : يا رسول اللَّه ! جان و مالم در راه خدا و پيغمبرش ارزشى ندارد ، من آن را دوست دارم كه تو از من گرفته باشى .
حضرت خاتم النبيين در بارهء وى دعا فرمود و براى او جزاى خير طلبيد ، پس از اين حضرت فاطمه را نزد علي بن ابى طالب عليه السّلام در منزل حارثه بردند ، و بستر آنها در شب زفاف عبارت بود از يك پوست گوسفندى كه روى او خوابيدند .
( 1 ) علي بن ابراهيم گويد : حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله در مكه و تا هفت ماه بعد از هجرت نيز به طرف بيت المقدس نماز ميخواندند ، در اين هنگام يهوديان به آن جناب گفتند تو از ما متابعت و پيروى ميكني ، زيرا كه شما به طرف بيت المقدس كه قبله ما هست نماز ميخوانى ، و ما قبل از تو نماز ميخوانيم .
پيغمبر از اين جهت اندوهگين شد و دوست داشت كه خداوند قبله را به طرف كعبه تغيير دهد ، حضرت در دل شب از منزل بيرون ميشد و به اطراف آسمان نگاه ميكرد و منتظر فرمان خداوند بود ، روزى كه تغيير قبله پيش آمد پيغمبر در مسجد بنى سالم نماز ميخواند ، حضرت دو ركعت به طرف بيت المقدس خواند ، و دو ركعت به طرف كعبه اداء كرد .
در اين هنگام كه در اين مسجد بود اين آيهء شريفه نازل گرديد :
قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها
- الايات » پس از اين آيات قتال و جهاد با مشركين قريش آمد :
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ * الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ
- الآية .