آن منطقه دور گرديد ، و حضرت رسول پس از اينكه به وى دست نيافت به طرف مدينه مراجعت كرد .
7 - [ فرستادن حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله سعد بن ابى وقاص را بتعقيب دشمن و برگشت بدون جنگ ]
( 1 ) حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله از تعقيب كرز بن جابر مراجعت كردند و جمادى و رجب و شعبان را اقامت فرمودند ، در اين بين سعد بن ابى وقاص را با هشت دسته از مسلمين بتعقيب دشمن فرستادند ولى آنان با كسى برخورد نكردند و بمدينه بازگشتند
8 - [ فرستادن پيامبر عبد اللَّه جحشى را به طرف نخله و دستور رساندن اخبار قريش به حضرت و عدم جنگ ]
( 2 ) پس از اين پيغمبر عبد اللَّه جحشى را به طرف « نخله » فرستادند ، و فرمودند :
در آنجا توقف كن و اخبار قريش را بما برسان ، و او را اجازهء جنگ نفرمودند و اين موضوع در يكى از ماههاى حرام واقع شد .
خاتم النبيين صلى اللَّه عليه و آله نامهاى بعبد اللَّه نوشت و فرمود : اينك باتفاق ياران خود بيرون شويد و پس از اينكه دو روز راه پيموديد نامه را باز كنيد و قرائت نمائيد ، و شما مأموريد آنچه در نامه نوشته شده انجام دهيد .
عبد اللَّه طبق فرمان پيغمبر از مدينه بيرون شد و پس از اينكه دو روز راه رفت نامه را باز كرد و قرائت نمود ، در نامه نوشته شده بود : در « نخله » توقف كنيد و اخبار قريش را بما برسانيد ، هنگامى كه عبد اللَّه نامه را براى اصحاب خود خواندند گفتند : ما گفتار پيغمبر را شنيديم و اكنون از او اطاعت مىكنيم ، هر كس طالب شهادت است با ما بيايد .
اصحاب عبد اللَّه از وى اطاعت كردند و با او رفتند ، آنها طبق امريهء حضرت رسول در « نخله » بازايستادند ، در اين هنگام عمرو بن حضرمى و حكم بن كيسان و عثمان و مغيره فرزندان عبد اللَّه با مقدارى مال التجاره از راه رسيدند ، و اصحاب حضرت رسول آنها را ديدند ، واقد بن عبد اللَّه در حالى كه سر خود را تراشيده متوجه آنها شد ، مشركين گفتند نگران نباشيد اينها ساكنين اين محل هستند .
پس از اين جريان اصحاب پيغمبر با يك ديگر مشورت كردند و گفتند : اينك ماه حرام است اگر ما با آنها جنگ كنيم احترام ماه حرام از بين ميرود ، و اگر آنان را به حال خود واگذاريم به مكه خواهند رفت و ما را از پيشروى باز خواهند داشت .