فرمود : من بدون ثمن زمين را قبول نميكنم .
( 1 ) بعد از اين مذاكرات زمين مزبور را به ده دينار خريدند ، در اين محل گودالى بود و آبهاى اطراف در آنجا جمع ميشد ، حضرت رسول با دست اشاره كردند و آن آبها جارى شد و گودال خالى گرديد ، پس از آن امر فرمود مقدارى خشت تهيه كردند ، پيغمبر شخصا بناى مسجد را زير نظر گرفتند ، ابتداء مقدارى از زمين را گود كردند و با سنگهائى كه از حره آورده ميشد پايههاى مسجد را استوار نمودند .
افراد مسلمين از حره سنگ مىآوردند ، حضرت رسول نيز سنگى را در حالى كه روى سينهء خود گذاشته بود حمل ميكرد ، اسيد بن حضير عرض كرد : يا رسول اللَّه اجازه بدهيد من اين سنگ را ببرم ، فرمود : من اين را خواهم برد شما برويد سنگ ديگرى بياوريد ! ، پايههاى مسجد را با سنگ تا برابر زمين آوردند ، بعد از اين مقدارى را با يك خشت كار كردند ، و بعد مختصرى را با يك خشت و نصفى بالا آوردند و بعد دو خشت بطور مخالف كار گذاشتند و ديوار را به اندازهء قامت يك مردى بالا آوردند ، و سطح مسجد هم باندازهء صد ذرع بود .
هنگامى كه هوا گرم شد به حضرت رسول گفتند : خوب است سايهبانى بالاى مسجد بگذاريم تا از گرمى و حرارت آفتاب آسوده باشيم ، پيغمبر دستور داد چند ستون نصب كردند و مقدارى سعف خرما روى آنها انداختند ، پس از اين گفتند :
يا رسول اللَّه ! اگر اين مسجد سقف داشت بهتر بود ، فرمود : سايهبانى مانند سايهبان موسى براى ما كفايت مىكند ، علاوه ما كارهاى ديگرى داريم كه الزم از اين كار است بعد از اين كه بناى مسجد به پايان رسيد ، حضرت رسول براى خود و اصحابش در اطراف مسجد خانههائى بنا كرد ، و براى هر يك از آنها محلهائى معين كرد تا آنان خانههاى خود را در آنجا بسازند ، براى حمزة بن عبد المطلب و على بن ابى طالب نيز جايى در نظر گرفت ، پس از اين دستور داد از خانهها به طرف مسجد درى باز كنند و از آنجا رفت و آمد كنند .
جبرئيل نازل شد و فرمود : خداوند امر مىكند درهاى خانهها را كه به مسجد
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 102
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص١٠٢