تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
باز مىشود ببنديد ، جز در خانه خودت و على بن ابى طالب كه لازم نيست آنها را ببنديد ، در اين هنگام حمزه و بقيه اصحاب به خشم و غضب آمدند ، حمزه گفت : من عم وى هستم امر مىكند در خانه مرا ببندند و ليكن على كه برادرزاده‌ام هست و از من كوچك‌تر است از اين جريان مستثنى است . ( 1 ) پيغمبر آمد و به حمزه گفت : اى عم ناراحت نباش و از بستن در خانه‌ات غضب نكن ، به خداوند سوگند من به اين موضوع امر نكرده‌ام ، خداوند دستور داده است كه درب خانه‌هاى شما را ببندم و از بستن در منزل علي خوددارى كنم ، حمزه عرض كرد : يا رسول اللَّه ! اكنون راضى شدم و تسليم خداوند و رسولش گرديدم . على بن ابراهيم گفت : هنگامى كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله خانه‌هاى خود را بنا ميكرد ، حضرت زهرا عليها السّلام در خدمت آن جناب بود ، ابو بكر فاطمه را از پيغمبر خطبه كرد ، حضرت فرمود : من در انتظار فرمان خداوند هستم ، بعد از ابو بكر عمر از حضرت ، زهرا را خواستگارى نمود پيغمبر همان جواب اولى را دادند . در اين هنگام به على بن ابى طالب گفتند : چرا فاطمه را خطبه نميكنى ؟ گفت : من چيزى ندارم ! گفتند : پيغمبر از شما چيزى نخواهد خواست على بن ابى طالب عليه السّلام خدمت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله آمدند و ليكن از شرم و حيا چيزى نگفتند و برگشتند ، روز ديگر آمد باز مراجعت كرد . روز سوم كه خدمت پيغمبر رسيد فرمود : يا على ! آيا حاجتى دارى ؟ عرض كرد : آرى يا رسول اللَّه ! فرمود : شايد آمده‌اى فاطمه را خطبه كنى ؟ عرض كرد : آرى يا رسول اللَّه ! ، فرمود : از زندگى چه دارى ؟ عرض كرد ، غير از يك زره چيزى ندارم . حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فاطمه عليها السّلام را به دوازده و نيم اوقيه به علي بن ابى طالب عقد بستند ، و امير المؤمنين هم زره خود را به حضرت رسول دادند ، پيغمبر فرمود : اينك منزلى تهيه كن تا فاطمه را آنجا بياورند ، علي عليه السّلام عرض كرد : يا رسول اللَّه ما جز منزل حارثة بن نعمان جاى ديگرى نداريم .