تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
حضرت خاتم النبيين صلى اللَّه عليه و آله سه روز در غار ثور توقف كردند ، بعد از آن خداوند وى را اذن دادند تا هجرت كند و فرمود يا محمد ! اكنون از مكه بيرون شويد زيرا كه در اين شهر بعد از ابو طالب ياورى نداريد ، پيغمبر از غار بيرون شد و ديد چوپان يكى از افراد قريش بنام « ابن اريقط » به طرف او مىآيد . ( 1 ) حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله چوپان را به طرف خود خواند و فرمود : اى پسر اريقط ! تو را بر جان خود امين ميگيرم آيا در اين امانت خيانت نخواهى كرد ؟ عرض كرد : من از تو نگهدارى و حراست خواهم كرد ، و مشركين را كه در جستجوى تو هستند رهنمائى نميكنم ، اينك بفرمائيد كجا ميخواهيد برويد ؟ فرمود : قصد كرده‌ام به يثرب بروم گفت : اكنون راهى را به شما نشان خواهم داد كه هيچ كس نتواند شما را پيدا كند . حضرت رسول فرمود : اكنون نزد على بن ابى طالب برويد و به او مژده دهيد كه خداوند به من اذن مهاجرت داده و براى من زاد و راحله‌اى بفرستد ، ابو بكر نيز گفت نزد دخترم اسماء برويد و بگوئيد براى من زاد و راحله بفرستد و جريان كار ما را به عامر بن فهيرة نيز اطلاع بده - عامر بن فهيره از غلامان ابو بكر بود كه مسلمان شده بود - ابن اريقط آمد و سفارش حضرت رسول را به امير المؤمنين رسانيد ، و پيام ابو بكر را هم به اسماء و عامر بن فهيره ابلاغ كرد و براى آنها زاد و راحله فرستادند . حضرت خاتم النبيين صلى اللَّه عليه و آله از غار بيرون شدند و به طرف مدينه حركت كردند ، ابن اريقط پيغمبر را از طريق نخلستان‌هاى منطقه كوهستان حركت داد ، و آنها همواره بيراهه ميرفتند تا در « قديد » به راه معمولى رسيدند و در كنار خيمهء ام معبد نازل شدند ، در اين هنگام سراقة بن جعشم به حضرت رسول رسيد و جريان او در باب معجزات گذشت . موقعى كه سراقه برگشت در بين راه جماعتى از كفار قريش را ديد ، گفتند : يا سراقه ! آيا از محمد اطلاعى دارى ؟ گفت : به من خبر دادند كه وى از نزد شما بيرون گرديده ، و من هر چه در اين ناحيه جستجو كرده‌ام اثرى از وى نديده‌ام ، اينك شما هم برگرديد من كار شما را سبك كرده‌ام و اين منطقه را در نظر گرفته‌ام .