و عبد الرحمن سلمى مى رسانند و اينها قرائت را از آن حضرت گرفتند . و علم معانى و بيان و بديع را كه بحث مىكند از فصاحت و بلاغت و لواحق و توابع آن از خطب و كلام آن حضرت اخذ كردند و مدون ساختند زيرا كه معدن و منبع فصاحت و بلاغت كلام آن حضرتست . و علم نحو مسند به آن حضرتست زيرا كه واضع علم نحو ابو الاسود دئلى است و او آن علم را از حضرت امير المؤمنين ع فرا گرفت و آن حضرت ع او را قاعدهء چند از آن علم آموخت و او را ارشاد كرد بكيفيت وضع و تدوين آن و فرمود كه وضع كند آن علم را و سبب آن در كتب نحو و غيرها مشهور و مذكورست . و علم ناسخ و منسوخ و عام و خاص و مقيد و امر و نهى و غير ذلك كه مبناى علم اصول است ، و علم مسند و مرسل و صحيح و حسن و متواتر و آحاد و غير آن كه مبناى علم حديث است همه در كلام آن حضرت مبين و مذكورست و از كلام آن حضرت ماخوذست . و علم احكام شرعيه فرعيه كه آن را علم فقه مى گويند مسند و منسوب به آن حضرتست و از آن حضرت ماخوذست . و اين ظاهرست زيرا كه علماى اماميه احكام شرعيه را از آن حضرت عليه الف تحية و الثناء و از فرزندان آن حضرت عليهم السّلام گرفتند و فرقهء مخالفان بعضى از ابو حنيفه گرفتند و مشهورست كه او شاگرد حضرت امام جعفر [ 17 آ ] صادق ع بود . و بعضى از مالك گرفتند و مشهورست كه او شاگرد ربيعه بود و ربيعه شاگرد عكرمه بود و عكرمه شاگرد عبد اللّه بن عباس بود و عبد اللّه بن عباس از حضرت امير المؤمنين ع گرفت . و بعضى از شافعى گرفتند و شافعى شاگرد مالك بود . و بعضى از احمد بن حنبل گرفتند و او شاگرد شافعى بود . و زيديه در فرعيات تابع اين مخالفانند كه ذكر كرده شد . پس معلوم شد كه همه علوم منسوب به آن حضرتست و از آن حضرت ماخوذست و اصل و مبنى و منشاء و مبدأ همه آن حضرتست اما اهل نفاق و اصحاب خلاف و شقاق بسبب اغراض مختلفه و اهواى متخالفه حق را گذاشتند و باطل را اختيار كردند و بسيارى از احكام شريعت را تغيير دادند
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 41
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤١
هامش
( 1 ) سپه ( ذلك ) را ندارد
( 2 ) سپه : و مبناى
( 3 ) سپه : در كلام آن حضرت ماخوذست ( فقط )
( 4 ) آستانه عبارت تحيت را ندارد .
( 5 ) سپه از ( مشهورست ) تا ( و او شاگرد ربيعه بود ) را ندارد .
( 6 ) معانى مختلفى دارد از جمله خلاف و دشمناذگى كردن ( منتهى الارب )
( 7 ) جمع هوى