تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦

سبحانه و تعالى كه جهاد و قتال كنم با مردمان تا آنكه بگويند لا إله الا اللّه پس چون اين كلمه را بگويند محفوظ باشد خون و مال ايشان از من و مرا به خون و مال ايشان كارى نباشد مگر به جهت حقى ، و حساب ايشان بر خداى تعالى باشد . بعضى از علما در بيان اين حديث چنين گفته‌اند كه حق سبحانه و تعالى دو عذاب بر كفار مسلط داشته : يكى عذاب دنيوى به شمشير بر دست مسلمانان و ديگرى عذاب آخرت در دوزخ . پس فرمود هر كه تيغ زبان از غلاف دهان بيرون آورد و به كلمه طيبه « لا إله الا اللّه » قايل گردد بفرمايم كه تيغ بران پولادى را در غلاف كنند و گردن او را از ضرب قاتل آزاد گردانم و هر كه دل خود را از نجاست شرك و ضلالت به اعتقاد و تصديق كردن مضمون كلمه طيبه « لا إله الا اللّه » و لواحق و توابع آن مطهر گرداند نائره عذاب آخرت را به زلال مغفرت خويش منطفى گردانيم و او را به رحمت خود در آريم .

قص - نتمسك بها ابدا ما ابقانا و نذخرها لا هاويل ما يلقانا

ج - اذخار ذخيره نهادن . اهاويل چيزها كه از آن ترسند . مى فرمايد كه گواهى مى دهم به وحدانيت خداى تعالى چنان گواهى كه تمسك كنيم به آن گواهى و از دست ندهيم آن را ما دام كه حق تعالى ما را باقى دارد و ذخيره بسازيم آن گواهى را براى دفع ترسها و بيمها كه بعد از ممات خواهد بود . اين اشارتست به آنكه توحيد و ساير اعتقادات دينيه وقتى معتبر است كه تمسك

هامش
( 15 ) سپه : كه جهاد و قتال با مردمان كنم
( 16 ) آستانه : تا اگر بگويند محفوظ باشد
( 17 ) سپه : خون ايشان و مال ايشان
( 1 ) آستانه كلمه ( از ) را ندارد .
( 2 ) سپه : حضرت حق سبحانه و تعالى
( 3 ) آستانه : كه هر كه
( 4 ) سپه : و كلمه
( 15 ) سپه : كه جهاد و قتال با مردمان كنم
( 16 ) آستانه : تا اگر بگويند محفوظ باشد
( 17 ) سپه : خون ايشان و مال ايشان
( 8 ) آستانه : منطفى گردانيم و او را برحمت خود در رحمت خدا در آريم
( 9 ) آستانه : مادامى
( 10 ) سپه : و وهمها