روند تا خود را به مردمان بنمايند . سيوم آنكه در آن اوقات مساعده ظالمان نكند به هيچ وجهى . چهارم آنكه توقع كند در زاد به قدر حال و بذل كند به فقرا و ذوى الحاجات و خوش خلقى كند و بخيلى و تبذير و كج خلقى نكند . روايتست از حضرت پيغمبر كه فرمود « الحج المبرور ليس له اجر الى الجنة فقيل يا رسول اللّه ما تر الحج قال طيب الكلام و اطعام الطعام » يعنى نيست مزد حج خوب نيكو مگر بهشت پس گفتند يا رسول اللّه نيكوئى و خوبى حج كدام است حضرت پيغمبر فرمود كه نيكوئى و خوبى حج سخن خوش گفتن و طعام دادن است . پنجم ترك مجادله و مخاصمه و لغو و فحش گفتن و استمتاع زنان و فسوق و فجور و باقى چيزهاى كه در حال احرام حرام است . ششم آنكه اگر تواند پياده حج كند و اگر نه آنچه تواند پياده رود . هفتم آنكه اگر سواره حج كند بر اشتر پالانى سوار شود نه بر مخفه و مانند آن مثل اهل تنعم . هشتم آنكه اشعث و اغبر باشد در اوقات حج . نهم آنكه به مركب خود ستم نكند و با وى به رفق باشد و گاهى پياده رود تا به مركب جفا نرسد و بار گران بر وى ننهد . دهم آنكه قربانى كه كند فربه باشد تا فقرا از وى فايده برند . يازدهم آن كه خاطر خود را بد نكند از خرج بسيار كردن كه در آن
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٠٦
هامش
( 3 ) سپه : سيم ( رسم الخط )
( 4 ) سپه : چنان كه روايتست
( 5 ) آستانه : الى
( 6 ) سپه ( فقيل ) را ندارد ولى لازم است .
( 7 ) آستانه كلمه ( پيغمبر ) را ندارد .
( 8 ) سپه : سخن خوش و طعام دادنست .
( 9 ) سپه : چيزها
( 10 ) سپه : پياده ، ولى صحيح نيست .
( 11 ) سپه كلمه ( كردن ) را ندارد