تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١

تا وقت وى بيرون رود از وى ساقط شود و قضاى آن بر وى واجب نباشد خواه تاخير آن جهت عذرى بوده باشد يا نه اما اگر بى عذر تاخير كرده باشد فعل حرام واقع شده باشد و اگر نه ، نه . و جهاد نيز چنين است اگر در وقت حاجت و هجوم كفار واقع [ 77 آ ] نشود قضاى آن واجب نباشد و اثم باشد اگر بى عذرى ترك كرده باشد .

قص - و مباين بين محارمه من كبير او عد عليه نيرانه او صغير ارصد له غفرانه ج - ارصاد مهيا گردانيدن چيزى . مى فرمايد كه نوع ششم از احكام آنست كه خداى تعالى بعضى چيزها را حرام گردانيد و آن محرمات را حق سبحانه و تعالى مختلف و مباين ساخت پس بعضى از آن محرمات كبيره است يعنى گناه بزرگ و عظيم است و حق سبحانه و تعالى آن را وعده داد به دوزخ مثل قتل نفس چنان كه فرمود : وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً . فجَزَاؤهُُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها يعنى هر كه بكشد مؤمنى را عمدا جزاى وى دوزخ باشد كه در آنجا مخلد بماند و مثل ظلم چنان كه حق تعالى مى فرمايد كه : يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ فِي رحَمْتَهِِ وَ يعنى مهيا گردانيد حق سبحانه و تعالى از براى ظالمان عذاب دردناك را . و بعضى از آن محرمات

هامش
( 7 ) سپه : تا وقتى
( 8 ) آستانه : كرده باشد
( 9 ) آستانه : بى عذر
( 10 ) در اينجا نسخه آستانه مغشوش است .
( 11 ) آستانه : نيرانه و صغيرا - نسخه سپهسالار مغشوش است ، عبارت خطبه از روى عبده شرح وش 295 اصلاح شد .
( 12 ) آستانه : گردانيده
( 13 ) آستانه كلمه ( نفس ) را ندارد .
( 14 ) آيه 93 سوره نساء .
( 15 ) آستانه ( يعنى هر كه ) را ندارد .
( 16 ) سپه : يعنى هر كه بكشد مؤمنى را دانسته كه نمى توان كشت جزاى او
( 17 ) سپه ( و ) ندارد ولى لازم است
( 18 ) آيه 31 سوره دهر يا انسان .
( 19 ) سپه : حق تعالى