هفتم آنكه حق سبحانه و تعالى تنبيه كرد كه مغرور نمى بايد شد بقول دشمن و پى روى و متابعت وى نمى بايد كرد هر چند بحسب ظاهر ناصح باشد زيرا كه آن نصايح وى در حقيقت همه كيد و حيل است و مكر . عاقبت دشمنى خود را نخواهد گذاشت پس بقول وى مغرور نمى بايد شد كه آخر الامر به ضرر و فساد خواهد انجاميد چنان كه در قصه آدم و حوا واقع شد بسبب متابعت سخن ابليس با آنكه سوگند خورد با ايشان كه من نسبت بشما از جمله ناصحانم .
باب چهارم در ذكر اصفطاء انبيا و بيان شمهاى از فضايل اشرف اصفيا صلوات الله عليه و عليهم أجمعين .
قص - و اصطفى سبحانه من ولده انبياء اخذ على الوحى ميثاقهم و على تبليغ الرسالة امانتهم ج - مى فرمايد كه حق سبحانه و تعالى چون آدم « را ساكن گردانيد در دنيا با حوا و از ايشان فرزندان حاصل شدند اختيار كرد بعض اولاد آدم » به جهت نبوت پس كمالات و فضايل و ملكات نفسانى كه مى بايست به جهت نبوت بايشان افاضه كرد بمقتضاى حكمت خويش و ايشان را پيغمبر ساخت و عهد و پيمان گرفت از ايشان كه محافظت وحى الهى نمايند و تبليغ رسالت را بايشان سپرد كه آنچه حق سبحانه و تعالى بر ايشان فرستد و ايشان را فرمايد كه بخلق رسانند ايشان آن را بخلق برسانند و آن قدر سعى و اجتهاد كه ممكن باشد در تكميل نفوس ناقصه و هدايت خلق