تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤

هفتم آنكه حق سبحانه و تعالى تنبيه كرد كه مغرور نمى بايد شد بقول دشمن و پى روى و متابعت وى نمى بايد كرد هر چند بحسب ظاهر ناصح باشد زيرا كه آن نصايح وى در حقيقت همه كيد و حيل است و مكر . عاقبت دشمنى خود را نخواهد گذاشت پس بقول وى مغرور نمى بايد شد كه آخر الامر به ضرر و فساد خواهد انجاميد چنان كه در قصه آدم و حوا واقع شد بسبب متابعت سخن ابليس با آنكه سوگند خورد با ايشان كه من نسبت بشما از جمله ناصحانم .

باب چهارم در ذكر اصفطاء انبيا و بيان شمه‌اى از فضايل اشرف اصفيا صلوات الله عليه و عليهم أجمعين .

قص - و اصطفى سبحانه من ولده انبياء اخذ على الوحى ميثاقهم و على تبليغ الرسالة امانتهم ج - مى فرمايد كه حق سبحانه و تعالى چون آدم « را ساكن گردانيد در دنيا با حوا و از ايشان فرزندان حاصل شدند اختيار كرد بعض اولاد آدم » به جهت نبوت پس كمالات و فضايل و ملكات نفسانى كه مى بايست به جهت نبوت بايشان افاضه كرد بمقتضاى حكمت خويش و ايشان را پيغمبر ساخت و عهد و پيمان گرفت از ايشان كه محافظت وحى الهى نمايند و تبليغ رسالت را بايشان سپرد كه آنچه حق سبحانه و تعالى بر ايشان فرستد و ايشان را فرمايد كه بخلق رسانند ايشان آن را بخلق برسانند و آن قدر سعى و اجتهاد كه ممكن باشد در تكميل نفوس ناقصه و هدايت خلق

هامش
( 10 ) سپه : كرده
( 11 ) آستانه : نصايح كه وى كرد
( 12 ) سپه : همه كيد و حيل و مكر است
( 13 ) سپه : نمى بايد بود
( 11 ) آستانه : نصايح كه وى كرد
( 12 ) سپه : همه كيد و حيل و مكر است
( 13 ) سپه : نمى بايد بود
( 4 ) آستانه عبارت داخل گيومه را ندارد .
( 5 ) سپه : ايشان بر وحى كه . . .
( 6 ) سپه : حق تعالى
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 174 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى