قص - لما بدل اكثر خلق الله عهده اليهم فجهلوا حقه و اتخذوا الانداد معه و اجتالتهم الشياطين عن معرفته و اقتطعتهم عن عبادته ج - انداد مانندها . احتيال گردانيدن چيزى از چيز ديگر . مى فرمايد كه حكمت در اصطفاء انبيا ع آن بود كه اكثر خلق تغيير دادند عهد خداى تعالى را كه از ايشان گرفته بود . پس جاهل گشتند [ 68 آ ] و حق خداى تعالى را نشناختند و از براى خداى تعالى مثل و مانند پيدا كردند و آن را پرستيدند مثل بت و كواكب و مانند آن و شياطين ايشان را باز گردانيدند از معرفت خداى تعالى و باز گردانيدند از عبادت خداى تعالى پس خداى تعالى انبيا [ را ] فرستاد به جهت منع و زجر ازين چيزها اما آنكه فرمود كه اكثر خلق تغيير دادند عهد و پيمان كه خداى تعالى از ايشان گرفت اشارتست به آن كه حق تعالى در قرآن مى فرمايد كه وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى يعنى حق سبحانه و تعالى گرفت از پشت آدم ذريت بنى آدم را و گواه گردانيد آن ذريت آدم را بر نفسهاى ايشان و گفت كه آيا من خدا و پروردگار شما نيستم آن ذريت همه گفتند كه خداى و خداوندى و پروردگارى . روايتست از ابن عباس كه گفت چون حق سبحانه و تعالى آدم را آفريد و بدست قدرت خود از پشت وى بيرون آورد جميع فرزندان و ذريت وى را كه از پشت وى خواست بودن و حق تعالى آن را خواست آفريدن از وى و از نسل وى و از مثل وى تا روز قيامت . و بعد از آن
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 175
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٧٥
به خالق در معرفت و عبادت بجاى آرند .
هامش
( 7 ) عبده وش 295 : و اكثر خلقه عهد اللهّ اليهم
( 8 ) عبده : اجتالتهم ( شايد غلط مطبعه )
( 9 ) ش 295 : اقتطعهم
( 10 ) آستانه ( دادند تعالى ) را ندارد : تغير عهد خداى را
( 11 ) نسخه آستانه افتادگى دارد : و اين را پرستيدند
( 12 ) يا : باز گرديدند
( 13 ) سپه : پس حق تعالى
( 14 ) نيمه اول آيهء 172 سورهء اعراف .
( 11 ) نسخه آستانه افتادگى دارد : و اين را پرستيدند
( 12 ) يا : باز گرديدند
( 13 ) سپه : پس حق تعالى