تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١

مدح و مناقب گويد . و اين ابداع عجيب و اختراع غريب و بناى بدين بلندى و قبه معلق لاجوردى مزين بانواع جواهر مكلل باصناف لآلى زاهر مشتمل بر اوضاع عجبيه و هيآت غربيه محتوى بر منافع لا يحصى و فوايد لا يتناهى . مظهر صفات كمال صانع خود مخبر از عظمت و جلال مبدع خود و مخزن حكم خفيه و اسرار الهيه كه عقل انسان در آن سرگردان و حيران است هرگز متعجب نمى شود و در جلال و كمال صانع آن متفكر نمى گردد . و شارح علامه شيخ ميثم بحرانى رحمة اللّه عليه در شرح خود آورده كه شرح و عقل موافق اند بر آنكه افلاك نه است هفت را از آن به زبان اهل شرع آسمان خوانند و هشتم را كرسى و نهم را عرش و به زبان حكما همه را فلك خوانند و اكثر اين فلك مشتمل اند بر ستاره و ستاره عبارتست از جرم نورانى مستدير مصمت كه در جرم فلك در آمده باشد اول افلاك فلك قمرست در وى غير از ماه ستارهء ديگر نيست . و در دوم عطارد است و در سيوم زهره و در چهارم آفتاب و در پنجم مريخ و در ششم مشترى و در هفتم زحل و درين افلاك غير از اين ستارها ستارهء ديگر نيست اين هفت ستاره را سبعهء سياره خوانند يعنى هفت ستاره سير كننده و باقى ستارها همه در فلك هشتمند كه آن را به زبان شرع كرسى خوانند چنان كه گذشت و به زبان حكما فلك الثوابت يعنى فلك ستارهايى كه ثابت اند و حركت ايشان بطى ء است نسبت به حركت سبعهء سياره . و فلك نهمين كه اهل شرع آن را عرش خوانند و حكما فلك الافلاك و فلك

هامش
( 1 ) سپه : و ازين
( 2 ) آستانه : مطلق
( 3 ) سپه : زواهر ( به قاعدهء عربى صفت را براى موصوف جمع آورده )
( 4 ) سپه : مخبر حكم خفيه ( افتادگى دارد )
( 5 ) سپه : حيران و سرگردان
( 6 ) سپه : كمال و جلال
( 7 ) آستانه : كه
( 8 ) آستانه ( فلك ) را ندارد .
( 9 ) آستانه ( از ) ندارد .
( 10 ) سپه : سيم ( رسم الخط )
( 11 ) آستانه : ستاره
( 12 ) سپه ( نيست ) را ندارد .
( 13 ) ستاره‌ها ( رسم الخط چنان كه قبلا آمده بود )
( 14 ) سپه : نهم
( 15 ) سپه ( گويند ) ندارد و بعضى كلمات ديگر در يكى دو سطر قبل و بعد .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 141 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى