تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦

انداخت آن ياقوت گداخت و آب شد بعد از آن باد آفريد و آن آب را بر پشت آن باد بر نهاد و بعد از آن عرش را بر روى آن آب نهاد چنان كه فرمودوَ كانَ عرَشْهُُ عَلَى الْماءِ يعنى عرش خداى تعالى بر روى آب بود و نقل كرده‌اند از تاليس ملطى و او از مشاهير حكما بود كه گفت سبحانه و تعالى عنصرى آفريد كه مبدء و منشاء صور ساير مخلوقات بود و آن عنصر آب بود و از وى آسمان و زمين و ما بينهما از ساير انواع عناصر و مركبات را آفريد پس ( 55 آ ) آنچه منجمد شد از آن آب مثل كف زمين را از آن آفريد و آنچه منحل شد از حركت و تموج هوا را از آن آفريد و آنچه در غايت صفا بود آتش را از آن آفريد و از دخان و ابخره كه متصاعد شد آسمان را آفريد . بعضى گفته‌اند اين سخن را از تورية گرفت چنان كه گذشت و مخفى نيست كه اين روايات همه موافق آنست كه حضرت فرمود .

فصل سيوم در بيان وضع و هيئت آسمان و تزئين آن

قص - جعل سفلاهن موجا مكفوفا

ج - مكفوف منع كرده شده . مى فرمايد كه حق سبحانه و تعالى بقدرت خود آسمان زيرين را كه فلك قمر است موج مكفوف گردانيد يعنى از موج آب آفريد و باز داشت او را از افتادن . بعضى علما گفته‌اند كه مراد از اين كلام تشبيه است يعنى خداى آسمان اول را مثل موج گردانيد و مقصود تشبيه است در رنگ زيرا كه آسمان اول بحسب حس بصر بموج آب مى نمايد در رنگ . و بعضى گفته‌اند كه مراد آنست كه در اصل موج بوده چنان كه گذشت و حق سبحانه و تعالى او را

هامش
( 1 ) وسط آيه 7 سورهء هود
( 2 ) آستانه ( را ) ندارد .
( 3 ) سپه : وى زمين را ( ولى احتياج به ضمير اشاره نيست )
( 4 ) سپه ( و ) ندارد .
( 5 ) سپه : سيم ( رسم الخط )
( 6 ) سپه : حق سبحانه و تعالى
( 7 ) سپه : مى ماند ( مانستن )
( 8 ) سپه : بود