زخار بسيار و ممتلى . متن پشت . عاصف سخت جهنده . زعزع جنباننده . قاصف شكننده . فتيق شكافته شده و گشاد . دفيق جهنده و موج زننده . اعتقم و اعقم قوى گردانيد و پست . مهب جايى كه باد از آنجا جهد . مرب مجمع و حركت و ملازمت اعصف تند جهانيد . ابعد دور گردانيد . تصفيق بر هم زدن . اثارت در حركت و جنبش در آوردن . مخض جنبانيدن . سقاء ظرفى كه در وى آب يا شير يا ماست باشد . ساجى ساكن . ماير متحرك . عب بلند بر آمد . عباب معظم آب . زبد كف . ركام آب متراكم منفتق و منفهق شكافته و گشاده . سوى ساخت و آفريد و مساوى و معدل گردانيد . مى فرمايد كه حق سبحانه و تعالى از كمال قدرت و حكمت خود فضاى گشاد و اطراف و نواحى و گشادى كه در ميان آسمان و زمين است آفريد پس جارى گردانيد و روان ساخت در آن فضاى گشاد آبى را كه بقدرت خود آفريده و آن آب در غايت تموج بود و موج آن آب بعضى بر بعض واقع مى شد و بعضى بر بالاى بعض ديگر بر مى آمد از بسيارى آب و آن آب را حق سبحانه و تعالى بقدرت خود بر پشت بادى نهاد كه آن باد سخت جهنده و تند و قوى بود بحيثيتى كه بر هر چه بر آمدى آن را در هم شكستى پس حق سبحانه و تعالى امر كرد آن باد را تا آن آب را باز دارد و منع كند و نگذارد كه منتشر و پراكنده شود و مسلط گردانيد آن باد را بر آن آب تا او را حبس كند و نگاه دارد در مقدار فضايى كه حكمت الهى مقتضى آن بود كه آب در آن مقدار فضا باشد و در آن حيّز مجتمع گردد و بجاى ديگر جارى نشود . پس آن باد آن آب را بر آن وجه كه امر سبحانى و حكم يزدانى تعلق گرفت نگاه داشت و متصل ساخت حق سبحانه و تعالى آن
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٣١
هامش
( 5 ) سپه : پست
( 6 ) سپه : اعتقم قوى گردانيدن و پست
( 7 ) سپه : اثادت در حركت آوردن ( فقط )
( 8 ) سپه : فضاء ( رسم الخط )
( 9 ) آستانه : مى آمد
( 10 ) سپه : آن آب
( 11 ) سپه : حق تعالى ( مثل قبل )
( 12 ) سپه : ابر را ( سهو القلم )
( 13 ) سپه : آن مقدار
( 14 ) سپه : آن آب
( 15 ) سپه : ابر را ( سهو القلم )
( 16 ) سپه : بر آن وجه نگاه داشت
( 17 ) سپه : حق تعالى ( مثل قبل )